روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

شبانه نوشت

سلام 

شب پاییزیتون آرام 

شب پاییزی و البته مهتابی...


دیروز صبح باید میرفتم بازار و کمی خرید برای دفتر کارم انجام میدادم 

لیست را برداشتم و یه راست رفتم پارکینگ مرکز خرید

با مادرجان سفارشاتمون را دادیم و خریدها را آوردند و چیدند داخل صندوق عقب ماشین

همه وسایل مورد نیاز کارم بود

بعدش همونجا نزدیک عمده فروشی اسباب بازی بودیم رفتیم یه سری هم اونجا زدیم و چند تا اسباب بازی خریدیم چون تولد فندوق نزدیکه


بعدش مادرجان را بردم و کادوی تولدشون را به سلیقه خودشون خریدم 

بعد هم دوتایی رفتیم ناهار

یه رستوران توی فضای باز

قصد داشتم تولد مادرجان را روز جمعه با همه عزیزانم اونجا جشن بگیرم 

برای همین میخواستم زودتر فضا و غذا را تست کنیم

دوتایی نشستیم و ریز ریز حرف زدیم و ناهار خوردیم

وسط شلوغیای دنیا انگار لازم داشتیم ...

 من که این مدت اونقدر مشغول کار بودم که زندگی یادم رفته بود

ناهار دلچسبی بود 

بعد از ناهار اومدیم سمت دفتر

وسایلی که خریده بودیم را جا دادم سرجاهای خودشون 

یه کمی کار کردیم و دیگه شب بود که برگشتیم خونه



برای دندونم از دندانپزشکی زنگ زدند و باید برای مرحله دوم ایمپلنتم برم

یه عکس از دندونم لازم بود که امروز صبح رفتم و انجام دادم

فردا صبح هم باید برم ببینم چی در انتظارمه

میدونید که خیلی خیلی از دندانپزشکی میترسم

از همین الان استرسش را دارم


برای جمعه هم ، طبق نظرسنجی که همه با هم انجام دادند برنامه های منو بهم زدند

قرار شد مهمونی توی خونه باشه 

از صبح 

مادرجان امروز یه سری خرید کردند 

انشاله بقیه ش را هم فردا انجام میدیم 

یه دورهمی  پاییزی

بعدا ازش براتون مینویسم 

امشب بی انرژی و خسته بودم و هرکاری کردم حال کار کردن نداشتم 

برای همین گفتم بزار یه پست بنویسم و پر انرژی بشم 

نوشتن حالم را خوب میکنه 

مثل آب دادن به گلها... 

خیلی وقت بود به گلها آب نداده بودم ...مادرجان زحمتش را میکشیدند

امشب از راه که رسیدم رفتم سراغ گلها

یه کمی باهاشون حرف زدم و بهشون آب دادم 




پ ن1: یه کاری میخواستم انجام بدم 

توی دقیقه ی اخر با آقای دکتر حرف زدم و پشیمانم کردند

الان خیلی خوشحالم که اون کار را نکردم ... 

 


پ ن 2: فندوق دندونش افتاده و بهم پیام داده که : 

میدونم فرشته دندون وجود نداره و خودت برام کادو میخری...

اما یادت باشه دندونم افتاده!






نظرات 12 + ارسال نظر
ربولی حسن کور چهارشنبه 25 مهر 1403 ساعت 23:07 http://Rezasr2.blogsky.com

سلام
باز هم تولدشون مبارک
من نمیدونم چطور این فرشته دندون یکدفعه این قدر فراگیر شد؟

سلام جناب دکتر
متشکرم
والا اینم شانس منه..و کادو به جمع کادوها اضافه شده

محبوبه چهارشنبه 25 مهر 1403 ساعت 23:53

رستوران نمکدون تو اصفهان، یکی از جاهایی بود که خیلی بهمون چسبید، شهرزاد برخلاف قیمت بالاش برای ما معمولی بود ، اینها تجربیات عید پارسالمه، گفتم با یه اصفهانی در میان بگذارم، تولدها و مهمونی ها پیشاپیش خوش بگذره، مهم اینه حال صاحب تولد خوب باشه و کمتر خسته بشه

عزیزدلم
متشکرم که گفتید
ما اصفهانیها رستوران شهرزاد را دوست داریم ... مهمونامون را میبریم شهرزاد

مادر خونه پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 00:00

خداروشکر بخاطر وجود آقای دکتر تو زندگی تیلو
۲.کاش همه ی بچه ها این جرات داشتن به صراحت بگن میفهمیم ..
۳.شلوغیات قشنگه،مهربونیت قشنگه،وقت گذاشتن برا خانواده قشنگه..
بمونی تیلو

وای اره واقعا ... خدایا شکرت ... هزاران بار شکرت... خوب شد یادآوری به جایی بود ممنونم
اره والا... کاش
ای جان... چقدر مهربونی شما... ادرست را بازم بزار برام.. دوست دارم بهت سر بزنم

مانی پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 01:37

تیلو جان مهربان و عزیزم
آب دادنت به گلها، حال ما را هم خوب می کند

ای جونم
هروقت گلدونها را آب میدی یادم کن...

سالها خواننده ات پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 07:20

خوشبحالت چقدر خوشبختی
من‌ خیلی تلاش کردم کار کردم که این آرامش و خوشبختیت رو داشته باشم ولی متاسفانه آدم با تلاش خونواده اشو نمیتونه که تغییر بده

خسته از رنجی هستم که از آن من نیست

این ظاهر زندگیه منه
منم دردها و دردسرهای خودم را دارم
ولی میخوام یه چیزی بهت بگم درگوشی... چیزایی که درست نشدن سالها را رها کن
اگه خانواده ت بهت رنج میدن با دوستایی وقت بگذرون که حالت را خوب کنن
اگه کسی ازارت میده ازش دوری کن
سعی کن خودت حال خودت را بهتر کنی

فریبا پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 09:52

تولد مادر جان مبارک باشه
خوش بگذره عزیزم
فندوق عالییی بود

قربون شما
عزیزدلمی

سارا پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 09:54 https://15azar59.blogsky.com

امیدوارم کارای دندون پزشکی به خوبی پیش بره
تولد مامان خانمی هم مبارک باشه
.
ببین روی یه همچین فندق تیزهوش و منطقی ای کراش زدما


کارای دندون پزشکی خر است.. ولی گریزی نیست ...منم روش کراش دارما

پت پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 10:48

واییییی فندوق
همه چی یه طرف، ناهار با مامان تو فضای باز و صحبت‌های ریز ریز یه طرف

فندق برعکس اون دوتا فسقلی درونگراست
وقتی اینطوری حرف میزنه و دلبری میکنه من میمیرم براش

خیلی خوش گذشت ... جاتون خالی

بهار شیراز پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 12:03

خدا تو رو حفظ کنه برای خانواده ات...
و دکتر جااان رو برای تووووو

ای جان به شما... ای جان به دوستای عزیزدلم

راحیل پنج‌شنبه 26 مهر 1403 ساعت 21:45

سلام تیلو جان
یادمه گفتی نانو خریدی برای پشت بام .خواستم ببینم مشکل رو حل کرد چون منم همین مشکل نم دادن سقف و دیوار رو دارم .تا بارون نیومده یه کاریش کنم .مرسی عزیزم

سلام راحل جانم
بله خریدم و خودم با قلمو زدم همون قسمتی که نم داده بود
اتفاقا بعد از اینکه زدم چند تا بارون شدید بهاری بارید و خدا را شکر مشکل حل شده بود
به نظرم خوب بود
البته نمیدونم چقدر دوام داره
من دقیقا فروردین زدم ... حالا باید ببینم با بارانهای بعدی چی میشه
ولی شنیدم که عالیه

مادر خونه جمعه 27 مهر 1403 ساعت 00:02 Http://n1393.blogsky.com

باور مدام با خودم میگم چقد خوبه که آقای دکتر تو زندگی تیلوواقعا نیازه همچین آدمی...کاش همه ی آدمای دنیا تیلو و دکتر هم باشن
بمونید برای هم

خداوند آدمهای خوب سرراه هممون قرار بده
تو چنین خوب چرایی؟؟؟؟

لیمو شنبه 28 مهر 1403 ساعت 09:30

ای فندق زرنگ. مهم این بوده کادوش رو بگیره کار نداره کی میاره.
+ همیشه به جشن و شادی و دورهم بودن باشه لحظاتت

وروجکای دوست داشتنی
به همچنین برای شما

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد