ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزهای آخر اردیبهشت زیبا از راه رسید
یه عالمه ایده و برنامه برای اردیبهشت داشتم
ولی بازم خیلی زود دیر شد...
پنجشنبه صبح
حدودای ساعت 10 و نیم
آقای دکتر
پدرشون را از دست دادند
شب قبلش حال پدرشون بد شد...
هرچهارتا فرزند جمع شدند بیمارستان
به من نگفتند ولی گویا هر چهارتاشون توی دلشون حس کرده بودند که وداع آخر هست
پدرشون منتقل شدند آی سی یو
و بعد هم صبح 5شنبه آسمانی شدند...
خداوند همه رفتگان را بیامرزه
پدرشون بیماری خاصی نداشتند ولی دچار کهولت سن بودند و 5 سالی بود که در بستر بودند
نگهداریهای شبانه روزی که در یکسال آخر خیلی خیلی زیادتر و دقیق تر شده بود
توی خونشون اندازه یه بیمارستان تجهیزات داشتند
و به بهترین شکل ازشون مراقبت و نگهداری کردند
بهرحال پدرشون پرکشید
5شنبه را به آماده کردن تدارکات گذراندند
صبح جمعه کارهای مربوط به خاکسپاری با سبک و سیاق خودشون
و مراسمات بعدی
کاری از دستم برنمیومد... باهاشون صحبت کردم و تصمیم براین شد که مراسم هم شرکت نکنم
با اینکه مراسم شرکت نکردم همه دردها و داغهای از دست دادن پدرم تازه شد
اشک ریختم... اشک ریختم... اشک ریختم
دیگه واقعا دیروز روز سختی گذراندم که نگم بهتره
برای همین امروز صبح یه کمی زودتر بیدار شدم
دوش گرفتم
صبحانه خوردم
سرصبر لباس رنگی رنگی انتخاب کردم و رفتم باشگاه
یکساعت ورزش و دوری از هر ذهنیت منفی، حالم را بهتر کرد
حالا هم اومدم سرکار...
پ ن 1: اگه میرفتم مراسم هم کاری از دستم برنمیومد
ولی اون کاری که از راه دور از دستم برمیومد را انجام دادم
پ ن 2: دوباره داغم تازه شده و سوگوارم
پ ن 3: ببخشید که چیزای حال خوب کن ننوشتم
سلام
به هر دو نفرتون تسلیت میگم.
با این که بیمارشون از درد و رنج راحت شده باز هم تحملش سخته.
اما چه خوب که آدم پیش وجدانش سربلند باشه که از چیزی کوتاهی نکرده.
سلام جناب دکتر
متشکرم
خدا به شما و عزیزاتون سلامتی بده و مادرگرامیتون را رحمت کنه
خیلی خوبه آدم عذاب وجدان نداشته باشه
ولی بعضی ها مثل من در هر صورت میگردن یه چیزی پیدا میکنند که خودشون را سرزنش کنند
خدا رحمتشون کنه
واقعا میرفتی مراسم فکر دکتر درگیر شما میشد تنهایید غریبید و نگران بودن
اینطوری بدون درگیری ذهنی سوگواری میکنن
خدا به مادراتون سلامتی و طول عمر بده
خدا همه رفتگان را بیامرزه
این حرفی که زدید که کاملا درست بود و ایشون واقعا دیگه زمان و انرژی برای اینکه نگران من باشن نداشتند
و من کلا بعد از فوت پدرجان توی این جور مراسم ها حالم بد میشه و به شدت تحت تاثیر قرار میگیرم و اذیت میشم
خدا رحمتشون کنه
خدا پدر شما را هم بیامرزه و رحمت کنه
تسلیت میگم تیلو جان
داشتم فکر میکردم چقدر خوب میشه اگر شما علیرغم اصرار آقای دکتر ، در روزهای آتی، یک برنامه سوگواری دو نفره حتی در حد یکساعت را داشته باشید.
خودت استادی در برنامه ریزی ولی من مثلا به ذهنم رسید برای یک چند ساعتی بیایی شهر دکتر ، با هم برین جایی متفاوت با آرامگاه ، و در کنار هم برای پدران تان سوگواری کنید.
مثلا اگر ایشان تهران هستند، بروید امامزاده صالح
من سالهاست که باور مذهبی ندارم، اما اماکنی مثل امامزاده صالح را برای مکث و درنگ معنوی دوست دارم
بعدش هم پیاده روی برید یک جایی مثل بازار تجریش
اینطوری یک پیوند جدید و تازه و شاداب بین تان شکل میگیرد
اینکه با به هر دلیلی که من نمیدانم، شماها حتی در سوگواری عزیزترین هایتان نمیتوانید کنار هم باشید باعث میشه که نتوانید اون تسلای عمیق و ویژه را به هم بدهید. اما اینطوری تا حدی جبران میشود
ببخشید اگر دخالت کردم، بخصوص که من اصلا از جزییات و مختصات رابطه شما و پارتنرت خبر ندارم
ممنون شیرین نازنینم
اول باید ازت تشکر کنم که هر بار مساله ای پیش میاد اینقدر دقیق و با دقت وقت میزاری و بهم ایده و نظرات عالی میدی... واقعا ازت ممنونم
این حرف کاملا درست هست
صبر میکنم مراسم های معمول خانوادگی شون تمام بشه و بعدش این کار را میکنم
با سلام و عرض تسلیت
غم از، دست دادن پدر خیلی سخت است و پدر حکم ستون خانه را دارد و درد یتیمی قابل توصیف نیست مگر اینکه کسی ان را درک کرده باشد تا بفهمد بی بابا بودن یعنی چه؟
روح همه باباهای اسمانی شاد و خداوند سلامتی و طول عمر با عزت به همه پدرانی که در قید حیات هستند دهد
کارو شاعر ارمنی در کتاب شکست سکوت می نویسد:
در اخرین لحظات عمر پدرم به بالینش رفتم و گفتم پدر اکر چه در طول دوران حیات نتوانستم برایت کاری انجام دهم اما بعد از مرگت گلهای اطراف مزارت را با اب چشم ابیاری خواهم کرد
پدرم لبخند سرد و بی روحی زد و گفت:
با امدنت بر سر مزارم کاری ندارم اما انتظار روییدن گل را در اطراف قبرم نداشته باش من در تمام عمرم چه چیز با قوتی خوردم که تحویل زمین دهم تا گل را برویاند.
سلام دوست عزیز
خدا رحمت کنه پدرتون را
انشاله که همه ی اونایی که آسمانی شدند جاشون بهشت برین باشه
این شاعر را که نمیشناسم... ولی ممنون که حکایت تازه ای بهمون یاد دادید
خدا رحمتشون کنه
خوشا به حالشون که هر کاری از دستشون بر میاومده برای پدر انجام دادند
خدا همه رفتگان را بیامرزه
در برابر مهر و محبت های بی دریغ پدر و مادر، هرکاری هم بکنیم، کاری نیست
ولی بله... چقدر خوبه که وقتی از دنیا میرن یه حسرت و دریغ توی دلمون نماند
خدا رحمت کنه تیلویی پدر اقای دکترو
خدا پدرت رو هم بیامرزه
خدا همه ی عزیزان آسمانی مون رارحمت کنه
متشکرم
خدا به شما و عزیزاتون سلامتی و طول عمر بده
تیلو جان عزیزم

خیلی متاسفم
یادشان گرامی باد.
ببخشید اگه ناراحتتون میکنم
شما همیشه با انرژی خوب و مثبتون همراه و همدل هستید
ممنونم از وجود نازنینتون
روح هر دو پدر قرین رحمت


من اینو زیاد دیدم تو اطرافیان که بعد از از دست دادن عزیزشون هی فکر میکنند اگر فلان کرده بودیم اگر بیسار کرده بودیم اینطوری نمیشد
یا دیرتر این اتفاق میفتاد
و اینا همش ناشی از بزرگیه اون غمه
خدا صبر بده به دلت تیلو جان
من اون زمانا که پدر بیمار بودند میخوندمت
شما همه تلاشتو اون روزا کردی
روح همه عزیزان رفته شاد
واقعا خدا به دل هممون صبوری عنایت کنه
من همه تلاشم را کردم ولی دلم راضی نیست
اون ای کاش ها... اون فلان کردن و بیسار کردنه تا ته عمر توی دل آدم میماند
تسلیت میگم
خدا رحمتشون کنه
و به همه بازماندگان صبر عنایت کنه
قربون محبتت عزیزدلم
سلام تیلوی مهربونم
قرین رحمت الهی باشه روحشون. و همه رفتگانمون
سلام به روی ماهت
خداوند پدر بزرگوار شما را هم بیامرزه
عزیزم تیلو جان، تسلیت میگم بهتون. هم به خاطر فوت پدر آقای دکتر و هم دوباره برای پدر خودت که میدونم چقدر داغ دلت تازه ست دوباره. روح هر دوشون شاد باشه
ممنونم لاندای عزیزم
خداوند به شما سلامتی بده
با عرض تسلیت. یعنی به قول خودت ۱۶ سال دوستی قایمکی، ارزش این رو نداشت که حداقل این آقای حضرت عشق جرات کنه و تو رو به خانواده اش معرفی کنه . بهت بر نخورد که تحت هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی حاضر نیست تو رو جلو خانواده اش ببره و مردانه معرفی کنه! توهینی نکردم فقط برام خیلی عجیبه!!!
منم حرفتون را نمیزارم پای توهین ... میزارم پای اینکه هنوز نمیدونید به تعداد آدمهای روی زمین شکل و مدل رابطه وجود داره
بعدش حالا فرض را بر این بزاریم که ما در هیچ موقعیتی با خانواده های هم آشنا نشدیم، به نظر شما زمان فوت پدرشون زمان مناسبی برای معرفی و مردانه معرفی کردن بود؟؟؟؟!!!!