ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
سلام به همه اسفندماهیا
سلام به اونایی که مثل من عاشق اسفند ماه هستند
سلام به اونایی که اسفند را یه فصل عاشقانه زیبا قبل از بهار میدونن نه یه ماه از فصل زمستون...
خوب هستید
همچین در دام انفولانزا اسیر شدم که نگو و نپرس
چهارشنبه از سر شب حس کردم یه حالی هستم
بساط دمنوش را راه انداختم و کلی ویتامین خوردم
صبح پنجشنبه که بیدار شدم یه کمی بیحال بودم
فسقلیا صبح زود اومدن خونمون
لباس پوشیدم و با فندوق و پسته رفتیم سوپر و خرید کردیم
بعدش باهاشون رفتم نانوایی
بعدش یه مغازه از این خوشحال فروشیا نزدیک نانوایی بود که بردمشون و گفتم هرچی میخواین بردارین
هرکدوم یه چراغ قوه برداشتن و ساز دهنی
برای مغزبادوم هم یه چیزایی برداشتن
بعد رفتیم یه سری به پدرجان زدیم
برای پدرجان شمع و عود روشن کردیم
براشون خوردنی خریدم و برگشتیم خونه
تا نزدیک ناهار هم خیلی بد حال نبودم ... ولی دیگه یهو بدحال شدم
ماسک زدم و رفتم توی اتاقم که لااقل بقیه مبتلا نشن
خاله و الاله هم اومده بودند
کم کم بدحال و بدحال تر شدم
سرشب تحملم تمام شد و بدو بدو رفتم کلینیک
غلغله بود... تب داشتم و تحمل اون شلوغی خیلی سخت بود ولی چاره ای نبود
خانم دکتر تبم را گرفت و متوجه شد که خیلی تب بالایی دارم
سرم و ویتامین سی و تب بر و ...
برگشتیم خونه و مهمونا یکی یکی رفتند
ولی کلا بد حال بود
شنبه را به بیهوشی گذروندم و هیچی از اطرافم متوجه نمیشدم از شدت بی حالی و بدن درد
یکشنبه مادرجان هم با تمام رعایتی که من کردم مبتلا شدند
سرفه های شدید شبانه و بی حالی که اصلا قصد رفتن نداره
ولی دیروز مجبور شدم برای یه سری کار از خونه بیام بیرون
باید یه سری مدارک از یه جایی میگرفتم و تحویل بانک میدادم
بانک هم یه جای فوق العاده شلوغ که هیچوقت جای پارک نیست...
کلی پیاده روی کردم تا برسم به بانک در حالی که نا نداشتم حتی قدم از قدم بردارم...
خلاصه که کارها هم در نهایت انجام نشد و موکول شد به امروز...
بعدش هم رفتم کافی نت برای تمدید پروانه کسب!
اونم گفت یه سری مدارک براش ارسال کنم
امروز صبح هم باز دیر از خونه اومدم بیرون چون واقعا توان نداشتم
ساعت 9 بود رسیدم بانک
کار طولانی و مسخره و کاغذ بازی که من واقعا عین دور باطل داخلش گیر کردم ...
کار بی سر و ته بازم حل نشد و کلی نیاز به دوندگی و کاغذ بازیهای بیشتر داره ...
کافی نت را پیگیری کردم و اونم کلی دنگ و فنگ بیخود داره
میگه باید کلاس احکام تجارت شرکت کنید... میگم من ده سال پیش آزمون دادم و ...
میگه که فرمالیته ست ... باید چهارصد و خرده ای پول بدید ... فهمیدم قضیه چیه
میگم من باید شرکت کنم ... میگه نه من حلش میکنم ... یعنی پولش را باید بدیم...
خلاصه که سپردم بهش تا حلش کنه و کارهای مربوط به تمدید پروانه را انجام بده
نهایتا باید پول بدیم دیگه..
در این بین دوتا کار دیگه هم باید انجام میدادم که دادم
و الان اومدم یه سری دفتر
یه فایل جدول خیلی طولانی صد و خرده ای صفحه را باید ویرایش کنم که اصلا حالش را ندارم
دوتا برنامه کلی هست که باید بنویسم و طراحی کنم که اونم اصلا در توانم نیست
تنها کار مفیدم الان این هست که بطری آب پرتقالی که مادرجان برام گرفتند را گذاشتم کنار دستم و پست مینویسم!
حالم بهتره
هوا یهو اونقدر گرم شده که امروز از پوشیدن هودی واقعا به خودم لعنت فرستادم
کلاسهای باشگاهم را نرفتم
و دارم به شدت با انفولانزا دست و پنجه نرم میکنم ...
پ ن 1: عجب هوایی شده
قرار هست زاینده رود را هم باز کنند
باید اسفند را یه جور متفاوت زندگی کرد
پ ن 2: چند تا کار اداری دست و پا گیر دارم
کارهایی که از سر بیتوجهی و درست کار نکردن دفترخانه و اون سردفتر بی حواسشون واقعا گرفتارم کرده
امیدوارم بتونم قبل از رسیدن بهار از شر این فکرهای مزاحم رها بشم
پ ن 3: تقویم هام را چاپ نکردم ...
سلام تیلوجان بهاری
:
امیدوارم ادامه اسفند برات زیبا و پر از شادی باشه،انشاا... خیلی زود از شر آنفولانزا رها بشی،مراقب خودت باش:
سلام مرمرجانم
متشکرم عزیزم
امیدوارم
لطفا از اسفندماه بیشتر باهام حرف بزنید... ببینم چطوری سال را تحویل بدیم و بریم توی سال بعدی...
من هم ویروسی شده بودم دکتر بهم گفت از میوه های فصل فقط موز و لیمو شیرین بخور و هویج ووشلغم
منم ویروسی هست بیماریم
یعنی پرتقال نباید بخورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدونم
سیب و موز و لیموشیرین را خوردم
هویج و شلغم را هم...
ممنون که بهم گفتی
سلام
خوشحالم که بهترین
متاسفانه ویروس خیلی ناجوریه
سلام جناب دکتر
بله خدا را شکر خوبم
خیلی سخت بود
چرا با تاکسی اسنپ نمی رید بانک؟ اگر هنوز تب دارید گوشت قرمز نخورید چون بدن درگیر هضم می شه و ضعیفتر یا بلدرچین بخورید یا مرغ و بیشتر حالت سوپی و ابکی، اب سیب و عسل هر ۸ ساعت یه استکان
اخه فاصله بانک با من اونقدری نبود که با اسنپ برم ... دقیقا اونطرف خیابان هست ولی برای عبور از خیابان باید کلی راه بری و بعد از پل هوایی عبور کنی... نمیدونم... با اسنپ نرفتم دیگه
کلا وقتی بهش فکر کردم دیدم من خیلی کم از اسنپ استفاده میکنم
ممنون از راهنمایی های خوبتون
تیلوی مهربان و عزیزم

خوشحالم که بهتری
به به ، زاینده رود زیبا
ممنون دوست خوبم
البته به خاطر برف و بارانها عقب افتاد باز شدن زاینده رود زیبا
سلام تیلو جان
میگم اگر سرفه زیاد می کنی شربت برونکولد خیلی عالیه
روی من که خیلی خوب جواب داده
گیاهیه
انشاالله اسفند برات عالی بگذره
سلام به روی ماهت
برونکولد که عالیه ... ممنون که یادم آوردی
واقعاً باید اسفند رو از ته دل زندگی کرد بس که این ماه خوبه
تیلو جان امیدوارم امروز حالت خیلی بهتر شده باشه
مگی جانم... مشخصه مثل من عاشق اسفندماهی
خدارو شکر
سلام عزیزم. امیدوارم که هرچه زودتر حالت خوب بشه. اگه سرفه داری، پرتقال و نارنگی و موز شدیدا محرک هستن و اصلا نباید استفاده کنی.
سلام فرنوش جانم
ممنون نازنینم
خدا را شکر بهترم
*وقتی قرار است با تمامیت نفس مان بمیریم.پس چرا با تمامیت آن زندگی نکنیم؟
واقعا چرا؟
اینجا هم ویروس در حد تیم ملی بین مردم پخش شده و یکی از دوستان کل خانواده ۴ نفری شان مبتلا شدند و یک هفته است افتاده اند و هر جه دارو می خورند فایده نداره
من خوشبختانه واکسن هلندی زده ام و امیدوارم که مبتلا نشوم چون بیماری زمینه ای دارم و حسابی مشکل میشه برام
انشالله که تا حالا خوب شده باشی
انشاله که همیشه شاد و سلامت باشید
به قول پسرعمه جان ... هر مریضی که میاد من دست رد به سینه ش نمیزنم
تیلوووووو کجایی؟؟!!!
اخ ببخشید
گم شدم انگار
باید دوباره پیدا بشم
باید از این رخوت دست بکشم
سلام بر دختر آن طرف خیابان (کامنتتون برای لیمو)
بعد از پاسخ به کامنتها منتظر پست جدید هستیم.
سلام جناب دکتر
خوب هستید؟
بهتر باشی تیلوی عزیزم
لطفا بیا بنویس .معتاد حرفای قشنگت شدیما.ما رو دریاب
طیبه نازنینم
خدا میدونه من این چند روز چند بار به یادت بودم و چند بار دلم خواست میتونستم یه راهی پیدا کنم برای دیدنت...
چشم
ببخشید که اینهمه کم و نامرتب مینویسم
سسلام دیر اومدم امیدوارم وبهتر بگم مطمعنم حالتون الان بهتره ، منم گرفتار این ویروس منحوس شدم ولی به شدت بدتر و با حال تهوع و ..... خیلی حال و روز مضخرفی داشتم الان خوبم خدارو شکر بیشتر بیجونی و بی حالیش اذیت میکنه لعنتی



داریم براتون راه همو.ار میکنیم 


منم گوشام درازه

اتفاقا منم ماه گذشته به همین دوره های پولکی برخورد کردم گفتم عزیزم این کلاسهایی که مارو ثبت نام میکنید که هرگز اجرا نمیشه فقط پولشو میگیرید
میگه والا قانونه ما میخوایم شما راحتتر باشید
چه بگویم گر بگویم زبان سوزد گرنگویم مغز استخوان سوزد
سلام دوست خوبم
وای از این ویروس که انگار قصد رفتن نداره...
این دوره های مسخره... این پول گرفتنهای بیخود... این روندهای مزخرفی که درست میکنند و قیافه حق به جانب هم میگیرند...
باهاتون موافقم
سلام تیلو جان امیدوارم روبه راه شده باشی پریشب نماز مغرب رو کمربندی اصفهان خوندیم و از اونجا ارووم گفتم تیلو تیلو جان سلام الهی که زودتر سرپا بشی و سالم وسرحال
سلام عزیزدلم... سلام به روی ماهت
ای جانم
کاش فرصت دیدار بود و از نزدیک میدیدمت...
تیلو جان کجایی بیا بابا من فقط همین تو را دارم که باهاش انرژی میگیرم رفتی دنبال کاسه کوزه عید همه هم ناامید و خسته و بی انگیزه باور کن هر بلاگی را باز کنی فقط حس منفی دارن شیطونه میگه برم اینستا را نصب کنم امیدوارم هر جایی هستی تنت سالم باشه و دلت خوش و پی کار و زندگی و روزمرگی حال اسفند را ببر که من فقط منتظر بهارم فدای تو
سلام رویای نازنینم
ببخش
حق با شماست
اخه من خودم از شماها انرژی میگیرم... اینجا که نمیام انگار یه چیزی گم کردم
سلام تیلو جان
ازرافائل خبرداری؟ قبل ازاینکه رمزی کنه وبلاگشومیخوندمش بعدش رمزی شد چون من وبلاگ نداشتم دیگه ازش رمزهم نخواستم
اخرین بار یکم دستاش دردمیکرد .حالش خوبه الان؟ مامان شده یانه؟ لطفا خبرسلامتشیو اینجا بهم بدین ممنون
سلام مریم جانم
شاید دوست بی معرفتی هستم چون ازش بیخبرم
راستش را بخوای منم رمز را ندارم ولی مدتی پیش از یه دوست مشترک سراغشون را گرفتم و گفتند که خدا را شکر خوب هستند
خیلی ویروس بدیه. امیدوارم الان خوب خوب شده باشی مهربون
اوهوم... خوبم ... شکر خدا
راستی پی نوشت ۳ از چشمم دور مونده بود. درک میکنم همیشه از قدیم گفتن کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره
امیدوارم به سلامتی و حال خوش چاپشون کنی و توش روزهای قشنگ قشنگ رو علامت بزنی.
نه باید وقت بزارم ... نمیشه که... اصلا معنی نداره
تازه من از اون برای اطرافیانم هم چاپ میکنم