ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون پر از حال خوش
روزگارتون زیبا و دوست داشتنی
یه سری از روتینها هستند که به آدم حس آرامش میدن
یکی از این روتینها اینجا نوشتن هست
وقتی یه روز نمینویسم دائم توی ذهنم دارم باهاتون صحبت میکنم
شنبه قبل از ظهر کفشهام رسید
دقیقا همون چیزی بود که انتخاب کرده بودم
همون موقع پوشیدمشون
راحت هستند
ولی نه اونقدر خنک که من ازشون انتظار داشتم
دیروز صبح با مادرجان رفتیم پلیس + 10 برای تمدید پاسپورت
فرم ها را پر کردیم و تحویل دادیم
نیاز به گواهی فوت پدرجان بود که همراهم نبود و گفتم که فردا میارم
قدم زنان با مادرجان رفتیم یه پاساژ که خیلی نزدیک بود
مادرجان میخواستن یه نگاهی بندازن
گفتند نزدیک روز دختر هست....
یه دوری زدیم و چیزی نخریدیم و برگشتیم سمت دفتر
اونقدر باد میومد که انگار داشت طوفان میشد
توی مسیر برگشت که کلی هم آفتاب خورده بودیم مادرجان پیشنهاد بستنی دادند!!!!!!
من توی چالش شِکَر !!!!!!
ولی پیشنهاد را رد نکردم
یه بستنی خوشمزه ی شکلاتی خوردیم و رفتیم سمت باغچه
دو ساعتی توی باغچه کار داشتیم
دست آخر هم توت چیدیم
و برگشتیم خونه
20 دقیقه پیاده روی روزم را انجام داده بودم و دیگه خیالم راحت بود
خواهرجان دوتا فسقلی را آورد و گذاشت خونه ما و رفت دنبال کار و زندگیش....
هلاک بودم از خستگی ولی به پیشنهاد مامان جان براشون پیتزا درست کردیم
کلی بدو بدو کردند و تا تونستند شیطنت کردند
پیتزا خوردند و یه عالمه نقاشی کشیدند
میخواستم با فهیمه جان حرف بزنم ولی امان نمیدادند، از بس سرو صدا میکردند
و در نهایت نزدیک ساعت 10 بود که رفتند...
پ ن 1: آقای دکتر هم دارن کم کم چالش را رعایت میکنن
یه ظرف بزرگ گذاشتند روی میزشون و هرچی که شکر داره و نمیخورن را میندازن داخلش...
میگن اینطوری انگیزه میگیرم
پ ن 2: وقتی داشتم از ماشین پیاده میشدم که بیام دفتر خانم همسایه را دیدم که گوجه و خیار خریده بودند
با اصرار بهم دوتا گوجه و دوتا خیار دادند
به نظرتون مهربونی شکل دیگه ای داره ؟؟؟؟؟
پ ن 3: توت هایی که از باغچه چیده بودیم را تقسیم کردیم بین همسایه ها
سلام
کفش نو مبارک
چند سال پیش که تصمیم گرفتم مصرف بستنی را قطع کنم تا چند هفته واقعا برام سخت بود اما الان دیگه به ندرت میخورم. گرچه بستنی به خاطر داشتن شیر باز هم از خیلی از هله هوله های دیگه بهتره.
بعد از اتمام دوره رژیم خوردن اون خوراکی های داخل ظرف روی میز آقای دکتر خوردن داره
سلام جناب دکتر






متشکرم
من درک نمیکنم چرا باید مصرف بستنی را قطع کنم
البته بگم من که هرروز بستنی نمیخورم
حالا نهایتا در بیشترین حالت هفته ای یکبار بخورم ... اونم که به نظرم هییییییییییییچ اشکالی نداره
نگران نباشید ... خانم منشی و اون خانم اپراتور پررو که ازش خوشم نمیاد و او نیکی خانم ... کم رو و ... و ... و .... از همین الان ناخنک زدن به اون ظرف را شروع کردند
خوردن خوراکی ها خوردن داره؟
چرا این طوری نوشتم؟ ببخشید
خب حتما خوردن داره دیگه

سلام دختر عموجان
از اون توت ها هم خوردی؟
راستشو بگو
سلام پسرعموجان

سوالای سخت نپرسین
روزات شکلاتی و شیرین، چقد خندیدم اونجوری راجبه منشی اقای دکتر. و بقیه خانوما گفتی اصصصصلنشم حسادت خانومانه توش موج نمیزد میترسم ایموجی خنده بزارم گامنتم پاک بشه
کاش من همسایه تون بودم. قول میدادم توی ظرف توت براتون زردآلو میذاشتم و میآوردم.
یه چیزی در گوشی بهت بگم
مامانم همیشه حواسش هست توی ظرف یه بار مصرف ببره که کسی به زحمت نیفته
چالش بدون شکر با بستنی برای تابستان پیشنهاد میشود
پیشنهاد بینظیری هست
سلام ..حال شما .
n.nikan.blog.ir
اینو میزنم میگه اشتباه
n-nikan.blog.ir
سلام به روی ماهت
این هست عزیزدلم
چه خوب
میگن همسایه از همسایه ارث می برد
من که خیلی توت دوست دارم
مخصوصا شاه توت
و
دور و بر ما هم که معدن
آن هست
به جای درختان کاج درخت توت کاشته شده است
من هم گذری از درختها چند تا میچینم و در عوض توت دیگه نمی خرم
نوش جانتون
درخت توت توی باغچه چند مدل توت داره
شاه توت
توت قرمز
توت سفید چند مدل...
چه قلم گرمی لذت بردم
بهم لطف دارین