ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزی که قرار عاشقانه کنسل شده...
روزی که شبش اینقدر خوابهای درهم برهم دیدی که صبح با اخمای تو هم بیداری شدی...
روزی که...
اسم امروز چی میتونه باشه؟
اگه خدا بخواد امروز میتونه یکی از بهترین روزها باشه...
پر از خیر و برکت و شادی
هرچی مقدر شده را به آغوش باز میپذیرم...
پ ن 1: شکلاتی نیستم ... اما سعی میکنم زهرمار هم نباشم
پ ن 2 : یه دونه به گذاشتم روی میزم تا بوی گس پاییز کامم را شیرین کنه
پ ن 3 : برنامه ی کاری امروز را اونقدر سنگین چیدم که اصلا متوجه نشم زمان چطوری سپری میشه
پ ن 4 : عاشق نوشتن با مداد اتد شده ام
پ ن 5 : هنوز وقت نکردم با پاییز دست بدم
اسمه امروز
شکلاته70%
هم تلخه هم شیرین البته بیشتر تلخ
در یکی از اوایل ماه سنبله(شهریور) زوجی عاشق تصمیم گرفتند که به علت مشغله کاری و آزمودن اراده خویش دیدار عاشقانه نداشته باشند و گفتندی که دیدارو ملاقات و لقا در روز پنجشنبه نیمه ماه از برج محبت (مهر) صورت پذیرد . در روزی که برگ های زرد و نارنجی فرش راه زوج عاشق باشد. روزی که خنکای پاییزیی مسکنی باشد بر دل و قلب آتشین تیلوی مهربان ، برای این روز کلی حرف آماده کرده ، حرف های عاشقانه، حرفایی از جنس زیبایی و نور، می خواست اندوه چهل پنجاه روزه را یک باره خالی کند و سر بر شانه مهربان دوست گذاشته و تمامی وجودش را با مغناطیس عشق لبریز کند . می خواست چون ماه از خورشید عشق نور طلب کند تا زیبایی خویش را به نمایش گذارد.
اما در اواخر بنا به دلایلی تصمیم گرفته شد این دیدار به زمانی دیگر موکول شود . این روز که موعد و زمان دیدار بود برایش حال و هوایی دیگر دارد . نمیداند تلخ باشد یا شیرین ؟ نمی داند تصمیمش درست بوده یا ... ولی به هر حال آن را به حساب مشیت و تقدیر الهی گذاشت و گفت: خدایا تو آگاهی ، تو قادری تو میدانی آنچه را که ما نمیدانیم ، پس آنچه را صلاح میدانی مقرر و مقدر فرما ....
مرثیه ای برای امروزم
این روزها چه سرد شده تنم
تند تند .... ها...! می کنم...
اما، یخ انگشتانم انگار سفت تر می شود
از ماه هم گذشته ندیدن روی ماهت
بی نصیبی از گرمای نفست چه پژمرده کرده روحم را
بیا و نفس دوباره ام باش،
که سوز این زمستان گوئی تمامی ندارد
عزیز راه دورم ......خسته ای تو هم؟ میدانم
واژه های بریده بریده ات....
آن آه های بلند و سنگینت....
صدای آرام و مردانه ات
تاب نذاشته برایم.....
زودتر بیا دردانه عاشقی ام ...
سلام . صبح بخیر


میدونی منم خیلی وقتا قرار های عاشقانه م کنسل میشه اما به این فکر میکنم که عشقم هست حالا قرار امروز نشد یه روز دیگه...
پس امروز میشه روز دلتنگی های عاشقانه که با وجود عشقی که همیشه کنار آدمه دلتنگی هم شیرینه اگرچه دور باشه اما مهم اینه که هست و داریش
دوستت داره و دوستش داری
خیلی ها اصلا عشق ندارن ... خود داشتن عشق شیرینه
داشتن قرار عاشقانه خیلی شیرین تر
پس امروز هم شیرینه چون اگرچه قرار عاشقانه یی در کار نیست اما عشقی هست
شاد باشی و همیشه عاشق
روز خوش
هیچ شنبه ... چون قرار عاشقانت بهم خورده
نا شکر نباش امروز هم میتونه روز خوب خدا باشه اگه بخوای حتی اگه قرار عاشقانه هم نباشه
همینکه هستی همینه سلامتی همینکه پدر و مادر اطرافتن و خیلی از همینکه های دیگه خدا رو شکر کن
سلام تیلو عزیز
تا ۲۳ آبان ۴۹ روز باقی مانده است ان شاء الله چالش هم بسلامتی و عالی تمام میشود
ان شاء الله موفق باشید و روزهای عالی داشته باشید
با پاییز دست نده ماچش کن
سلام تیلو جان
کم رنگ شدی چرا
حالت خوبه دختر؟
سلام






گویا کنسلی قرار سخت روت اثر گذاشته چون دو روزه در حالت بیخبری هستی...
کمای وبلاگی داری
انشالله که مشکلی نداشته باشین
سلام و صبح بخیر تیلا جان


سلام

کجایی دارم نگرانت میشم تیلو جان
سلام صبحت بخیر خانم
هفته ی پربرکتی داشته باشید
https://us.yahoo.com/news/m/141703af-381b-3b3c-b277-0126bc2e40f4/ss_bride-left-bald-from.html
لطفا این کامنت فرستاده شده را تایید نکن فقط جهت اطلاع خودت بود تیلا جان
خوبی گندم؟