ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
صبحتون رنگی رنگی عین میوه های تابستون
صبح زود اومدم دفترم
یه کمی کارهام را مرتب کردم
صبح که میومدم نمیدونم چرا یاد آقای مزاحم افتاده بودم...
انگار موفق شدم شرش را از سرم کم کنم....
کار بدی نکردم... حرف بدی هم نزدم...
یک سو تفاهم پیش اومد ...
من سعی در برطرف کردنش نکردم... همین
زمان رفتن داداشم داره نزدیک میشه و قلبم تند و تندتر میزنه...
براش دعا کنین لطفا
یه لیست بلند و بالا از اقلام لوازم تحریری که لازم داریم نوشتم
باید برم بازار و حسابی خرید کنم (برای دفتر)
شماها تا حالا از این جور خریدا رفتین؟ منظورم خرید عمده ای و زیاد لوازم تحریر هستش
نمیدونید چه کیفی داره
هرچند باید برای من عادی شده باشه
اما نشده
هربار که شکل ها و رنگهای تازه را میبینم باز چشمام برق میزنه
امروز میخوام طراحی یکی دیگه از دفاتر رنگی رنگی م را شروع کنم
بهتره تا دیر نشده دست به کار بشم...
سلام
خوش باش
سلام


برعکس من که دیر بیدار شدم
................................................................
خدا بیامرزه اقای مزاحمو از دور همه بهشون ارادت دارنا
.................................................................
اونموقع ها که مامان مدرسه بود و میخواستن برای دانش آموزا جایزه و این چیزا بخرن من باهاش میرفتم و همه چیزو بهم میریختم در آخرم با مداد و پاک کنای رنگی بر میگشتم بازم به اون جایزه ها حسودیم میشد
البته بعید میدونم این آقای مزاحم با این چیزا پا پس بکشه... اما فعلا از شرش خلاص شدیم
پس مامان شما هم مثل مامان من فرهنگی بودن
وقتی به یکی دست دادی به بقیه پانده آدم باش دوست من!
چقدر خشن
من نه دست دادم نه پا دادم
خودش مزاحم میشد حالا هم شرش کم شده... دوست من
عشق بچه بازی نیست
قدرت تعهددادن ندارید،عاشق نشوید!
جدی؟
حالا که همه چیز بچه بازی شده
تعهد و تاهل و هیچکدوم از این کلمات معنای دقیقی ندارن
خدا رحمتش کنه مزاحمو
.........................................
مامانم تا 5 سال پیش مدیر مدارس بود
بعدش انتقالیش دادن دانشگاه و همچنان کارمند دانشگاهست
مامان من یهو به درخواست بابام شدن مامان خونه
بازنشست شدن و هرچی اصرار ها زیاد هم بود...بازم حرف همسر ارجحیت داشت
من واقعا از عاشقانه هاشون لذت میبرم...هرچند نتونم درکشون کنم
هم را دوست دارن
و از وقتی بازنشست شدن روزهای خیلی زیباتری را کنار هم میگذرونن
تیلو جان مگه دست و پات کجاست؟
دست و پام سر جاش هست
نگفتم دست و پا ندارم
گفتم دست و پا ندادم.... دقت کن دخترم
خب شماها که هر روز منو میخونید از من خطایی در وفاداری دیدین؟
یعنی هشت سال عمر کمی هست که من پای این عشق گذاشتم و با لذت هر روز بزرگ و بزرگتر شده؟
من به نظر شما به آقای مزاحم دست و پا دادم؟
عاشق لوازم تحریییرم.... چه حالی میده خریدشون
من وقتی میرم خرید همش ذوق دارم
انگار تو فضام
تازه همه چیزم به نظرم خوشگله
میدونم خانم گل
اما دوست من گفت دست و پا نده من گفتم شاید دست و پاتو بخشیدی
عاقا الکی نگو من خودم دیدم انگشته وسطیه دست راستت تو چشم آقای مزاحم بود
من اصفهانیم .... از من انتظار بخشش دست و پا داری
لااقل بزار انگشت کوچیکه دست چپم باشه که بتونم کارام را هم انجام بدم
سلام تیلو خانوم خوبین صبحتون بخیر
اصولا من روزانه نویسی نمیکنم چون زمان کاریم اجازه نمید
خرید از فروشگاههای بزرگ نوشت افزار فروشی خیلی لذت بخشه اصلا اون فروشگاهها بوی خوبی هم دارن بوی کاغذ بوی پاکنهای فانتزی و ....
در مورد اون آقای مزاحم یاد یه خاطره ی خنده دار از خدا بیامرز بابام بیاد دارم که برامون تعریف میکرد خیلی باحاله
شرش رو کم کنید آقای دکتر بفهمه براش بد میشه
روز شما هم بخیر
منم سرکارم ولی معتاد شدم به وبلاگ نویسی....
البته جاهایی که ما برای خرید میریم انبارهای بزرگ هستند... نه فروشگاههای لوکس با بوهای خوب... اما بازم از دیدن اونهمه لوازم تحریر به وجد میام ...
خاطره خنده دارتون را بگین با هم بخندیم
راستش را بخواین با توجه به اینکه مرد هستید خوب متوجه شدید چون اکه اقای دکتر بفهمن برای آقای مزاحم خیلی بد میشه... و فعلا شر ایشون کم شده
سلام

چقدر اینجا همه چیز جالبه
سفر میرن؟!به سلامتی
اوووم خیلی خرید جالب و لذت بخشی خواهد بود
سلاااااااام
لوازم تحریر دوست دارم ولی عمده خرید نداشته م
تو هم مث من معتادی
اوهوم
بچه که بودم دیوونه لوازم التحریر فروشیها بودم. همیشه چشمم دورتادور مغازه رو میگشت. الانم هم هیمنطوریم. یه حس خوبی داره این مغازه ها
اصلا آدم دلش میخواد همه ی اونا را داشته باشه
میگم تیلو.... تو که کارهات ب این قشنگیه.... چرا فکر گرفتن سفارش نمیکنی ؟ تو اینستا پیج بزنی... از جاهای مختلف سفارش بگیری... البته کارهات ۲ برابر میشه.... ولی خیلی مطمئنم طرفدار پیدا میکنه کارت
اتفاقا پیچ داشتم اینستا اما فعلا مشکل داره
فکر بدی هم نیست
البته باید تبلتم را عوض کنم ... انگار دیگه ورژن اندرویدم نمیتونه اینستا را ساپورت کنه
عاقا منم بازاریاب میشم
عاقا شما تاج سر منی
عاقا خودت تاج سری
عاقا نیستم که
بانو هستم ....
عزیزدلمی
الان میان از منکرات بهمون گیر میدنا
ندیدی دیروز گفتن اینجا درد دل نکنین
به قول یکی، من بالوازم تحریر عاشقانه ام....
هر چند بار هم ببینم یا بخرم بازم صدا های عجیب غریب به منظور ذوق زدگی از خودم در میارم
منم عاشقانه ام
من رفتم یک بار، برای پرورشگاها خرید کرده بودیم. واااای وای وای دلم خواست که بودم و همراهت می بودم تیلو
وای اگه بودی لابلای کاغذها و مدادها کلی شیطونی میکردیم
لابلای یه عالمه رنگ و طرح
مدادهای خوشگل... پاک کن ها... خط کش ها... تراش... خودگار...
خرید لوازم تحریر خیلی حس خوبی داره..ادم یاد مدرسه میفته..کلی بو و رنگ قشنگ میبینی..من که دوس دارم ولی پایه خرید نیستم..اگه از اولین جایی که میری خرید هم میکنی، میتونی روی من حساب کنی وگرنه اهل بازار گردی نیستم.
من قول نمیدم اولین جا خرید کنم
ولی از این مدلا هم نیستم که باید تا ته مغازه ها را ببینم بعد بخرم
اولین جایی که به چشمم خوب و زیبا بیاد میخرم
یکی از کارهای لذت بخش دنیا ست. همین خرید لوازم تحریر :)
محشره
ای بابا این دوست دست و پادار ما حسابی آمپر چسبونده ها!

جالبه که ندیده و نشناخته برای همه نسخه می پیچن! چه راحت!
منم لوازم تحریر دوست دارم. زیاااددد... خرید کردن و بازار گردی هم خیلی دوست دارم. میشه منم باهات بیام؟
سفر برادرت بی خطر... انشاءالله برای همه تون آسون و بسلامت بگذره
شما با اون قلم زیباتون فکر کنم در خرید قلم مهارت ویژه داشته باشین

داستانهای شما منو همچین میبره تو رویا که نمیخوام بیام بیرون
ممنونم
براش دعا کنید... میدونم تحمل دوریش آسون نیست
واااااای لوازم تحریر
منو با خودت ببر تیلوووتییلوووو
بیا عزیزم
بیا بریم
کمکم هم میکنی
کلی هم خوشحال میشم
از قدیم گفتن سحر خیز باش تا کامروا شوی
سحر خیز بودن یه حال خوشی و یه لذت خاصی داره منم وقتی سحر گاه بلند میشم و میام تو حیاط و دیدن ستاره ها که یواش یواش کم رنگ و بعد محو میشن گاهی صدای خواندن قمری و هوای خنک صبحگاهی چنان ادم را مست و با نشاط می کنه که فک می کنه تا می تونه تا قله قاف یک نفس بدوه
زمانی که من بچه بودیم اصلا خبری از این دفتر های خوشگل و با کلاس و فانتزی نبود دفتر های کاهی که فقط دو خط و یک خط و بیخط بودند و برا نقاشی هم دفتر های نقاشی با طرح چند نوع گل و حیوان شبیه آهو و کله اسب و چند طراح از چهره دختر و پسر با نمای نیم رخ و تمام رخ بود همین
چقدر منتظر میشدیم تا برنامه کودک شروع بشه اون موقع ها تلویزیون فقط شبکه یک و دو داشت و بعد سه هم اضافه شد
اما حالا .....
دهه شصتی را دهه ناکام ها لقب دادند اما از مرام و معرفت سرشارند و اند اخلاق و ادبند
به به
یه دهه شصتی با مرام میبینم که سحر خیزم هست...
سلام
روزتون بخیر
منم سحر خیزی را خیلی دوست دارم
انگار یه روز تازه و پر از لحظه های طولانی به چنگ آوردم
قرار بود کلی چیزها را برا من بنویسی ولی....

نوشتم
نرفتین ببینین؟
همونجا که سوال نوشتی کلی جواب نوشتم
بازم سوال بنویسی جواب مینویسم