ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام به همه دوستای عزیزم
امروز خوبم
انگار سرما خوردگی رخت بسته و رفته
صبحم را با پیاده روی اجباری شروع کردم ... عالی بود
اجباری از اون لحاظ که وقتی رسیدم دفتر برق قطع بود و دربهای اینجا هم که برقی و هورا
بزن بریم پیاده روی....
هنوز ته مونده سرما خوردگی بود و زیاد حال نداشتم و آروم آروم یکساعتی قدم زدم و برگشتم ...
داره کم کم سر و کارم شلوغتر میشه هرچی به مهر ماه نزدیک تر بشیم هم ادامه پیدا میکنه.... انشاله
حالم خوبه
احوالم خوبه
نانا هم همچنان درگیر
پ ن: میخوام از تبسم خانوم جان : ) اجازه بگیرم و منم هرازگاهی برای نانام نامه بنویسم
پ ن2 : دلم عاشقانه میخواد
پ ن 3 : شهریور منو رنج میده، اما به روی خودم نمیارم (شاید یه موقعی بگم چه زخمی خوردم توی شهریور، زخمی به عمق یک عمر)
:))
تو شهرزاد هزار و یک بوسه عشق هستی عزیزم.
من داستان خودم و موفرفری ام رو می گم.
تو هم با نانای عزیزت بیا و اینجا حرف بزن.
نوشتن فقط سبکت نمی کنه. مطمن باش نوشتن به ذهنت نظم میده و بهترین راهنمات هست. قوی ترت می کنه و دید روشنتری رو بهت میده.
:) اخه من به دخمل به این نازی چی بگم.
مگر من از جودی ابوت اجازه گرفتم که برای موفرفری نامه نوشتم.
همه دخترا احتیاج دارن برای بابا لنگ درازها و موفرفری هاشون و نانا هاشون نامه بنویسند.
:***** بوس به صورت ماهت عزیزم
سلام
مطمینم که خدا از وسط قصه ها تو برای من فرستاده
چقدر خوبی
ولی من عاشق مدل حرف زدن تو و موفرفریتم
اجازه میگیرم تا کنار تو دوست خوبم نامه نوشتن را یاد بگیرم
ممنون که هستی
منتظر رسیدن لحظه ی بینظیر اجابتت هستم