ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روز تابستونیتون پر از رنگهای قشنگ
پر از خنکای نوشیدنی های خوش طعم
و پر از دلخوشی های دلگرم کننده
رسیدیم به فصل قشنگی که یک بشقاب میوه روی میز کار هزارتا تابلوی نقاشی را انجام میده
رنگهای تند و زیبای شلیل و آلو و گیلاس و آلبالو
مزه های ترش و شیرین و ملس
و میوه های آبداری که دلبری را خوب بلدند
بچه ها هوای اطرافیانتون را توی این روزها داشته باشید
این تابلوهای خوشگل و خوشمزه با این قیمتهای نجومیشون این روزها برای خیلی ها غیرقابل دسترس هستند
امروز با کلی تاخیر اومدم پست بنویسم
بالاخره تیلوتیلو هم آدمه و گاهی دچار سردرد و چشم درد و بی حالی و بی حسی میشه
دیروز از صبح شهرداری شروع کرد به بریدن آسفالت کوچه ی ما
یه ماشین بزرگ و پرسروصدا شروع کرد از روی نقشه آسفالتها را بریدن ، وسطای کارشون یهو لوله ی آب هم بریده شد و آب عین چشمه از وسط کوچه زد بیرون
اونا که به کارشون ادامه دادن
اما اون آقایی که ناظر این پروژه بود زنگ زد به اداره آب
یکساعتی که گذشت دیگه داشتم حرص میخوردم از این وضعیت
آب داشت با شدت زیاد هدر میرفت و کل کوچه و خیابان را گرفته بود...
دیدن به جای حرص خوردن بهتره که پاشم و تی را توی آب زلال چشمه ی وسط کوچه بشورم و یه تمیزکاری حسابی انجام بدم
این شد که اول جارو زدم و جارو را در چشمه حسابی شستم
بعدش هم تی را آوردم و توی چشمه پرفشار شستم و تی کشیدم
یکبار ... دوبار... سه بار... چهار بار... دفعه ششم بود که دیگه دیدم نا و نفس برام نمونده
تی را شستم و بیخیال تی کشیدن شدم دیگه ولی همه جا داشت حسابی برق میزد
یک ظرف بزرگ بردم و آب برداشتم و سنگها و پله ی جلوی در را هم حسابی شستم
چندتایی چهارپایه پلاستیکی داریم اونا را هم بردم دم در و شستم ...
حالا خوبه دقیقا سرظهر بود و کوچه خلوت
هرچند حتما همسایه ها حسابی بهم خندیدن
در همین حین بالاخره شرکت آبفای عزیز از راه رسید و چشمه ی آب وسط کوچمون کور شد... حیف...
هم منظره ی خوبی داشت
هم صدای خوبی
هم برای شستشو خیلی خوب بود
خیلی خسته شده بودم اما حس خوب تمیزی وادارم کرد یه گردگیری حسابی هم انجام بدم
در نهایت عصر سردرد اومد سراغم و البته یه چشم درد شدید
رفتم خونه و شام خوردم و مجبور به خوردن مسکن شدم
من خیلی در برابر خوردن مسکن مقاومت میکنم ... فکر کنم اینم از اون دسته کارهای بی خود باشه ... ولی اعتقادات خودم را دارم و تا جایی که ممکن باشه قرص و دارو مصرف نمیکنم
اما سردرد دیشب فرق داشت
به یک ساعت هم نکشید که سردردم خوب شد
بیحال بودم ولی بدحال نبودم
صبح که بیدار شدم دیدم بازم خیلی بیحالم و این تیلوتیلوی هرروزی نیست
رفتم دوش گرفتم و توی حمام متوجه شدم چشمم خیلی خیلی درد میکنه در حدی که صورتم را نمیتونستم بشورم...
اومدم بیرون و مامان جان وبابا جان معتقد بودن که امروز را بمونم خونه ، اما اینطوری خونه موندن بیشتر کسل میکنه من را ... این شد که یه مسکن دیگه خوردم و اومدم دفتر... اما نشستم گوشه کاناپه و یه شیر و عسل گرم خوردم و چشمام را بستم ... و خیلی طول کشید تا یه کمی حس بهتری پیدا کنم
اصلا کامپیوتر را روشن نکرده بودم تا اینکه یه کمی بهتر شدم و تصمیم گرفتم پست امروز را بنویسم و باز برم استراحت
با این وضعیت بحران کرونا احتمال داره هفته بعدی را به طور کلی تعطیل کنم
کارهایی که دستم هست را مرتب و منظم میکنم و آماده میشم برای یه قرنطینه ی یک هفته ای
ماسک زدن و دستکش داشتن خونه ولی هیچی مثل رعایت فاصله ها ما را از این بیماری دور نمیکنه...
پ ن 1: نسخه سردردی که آقای دکتر پیچید را دوست نداشتم
دیشب به محض اینکه گفتم سرم درد میکنه و مسکن خوردم ، گفتند : گوشی حالت را بدتر میکنه ، امشب برو زودتر بخواب تا خوابت کامل بشه
دلم میخواست چیزهای دیگه ای بشنوم
اما نسخه ی نه چندان دلچسب ، بهترین نسخه ی ممکن بود
تا چشمام را بستم بیهوش شدم...
پ ن 2: ارقام و اعداد نجومی شدن یا مغز ما کوچیک شده؟؟؟؟
پ ن 3: یه آهنگ شاد برای عزیزدلتون بفرستید
لازم نیست عاشقانه باشه ... لازم نیست مخاطب خیلی زیاد خاص باشه
همین که لبخند میاد رو لب کسی که دوستش دارید و پر از انرژی و حال خوب میشه کافیه
حالا میتونه این عزیز خواهرتون باشه ، دوستتون باشه ، همکارتون باشه ، عشقتون و ...
مهربونی کردن آسان هست
پ ن 4: توی بطری کوچولوی آب معدنی شربت درست کردم و دادم به آقای رفتگر که داشت کوچه را جارو میکرد
عشق جان کجایی
بهتر شدی عزیزم
بیخبرمون نزار
وای عزیزدلمی ...

سلام. تیلو جان کجایی؟
سر درد و بی حالی اخرین پست و بعد غیبت طولانیت ادمو نگران میکنه.
ان شاالله که سلامت باشی دختر.
سلام به روی ماهت
متاسفانه روزهای سختی را گذروندم
ببخشید که نگران شدید
تیلو کجایی بیا دیگه یک هفته هم تموم شد که ...خیلی نگرانت هستم بهتر شدی؟ چشم دردت سردردت؟
سارای نازنینم ببخش که نگران شدی
سلام تیلو جون حالت خوبه نگرانت هستم یه خبر از خودت بده
سلام دوست عزیزم
ببخشید که دلنگرانتون کردم
نگرانتیم تیلو جان
انشاله که خوب باشی
شرمنده ام که دوستای خوبم را نگران کردم
باورم نمیشه ۱۱روزه ننوشتی خدایا من که در همه حال واسه سلامتی تیلو جونم دعا میکنم الهی تا فردا بیای بنویسی بهتر شدی
عزیزدلمی
چقدر مهربونی شما
برای همین که مامان فرشته ها شدی... الهی همیشه شاد و سلامت باشین و کنار عزیزانت به خوشبختی روزگار بگذرونید
سلام تیلویی خوبی نگرانتم خبری از خودت بده کجایی خوبی بهتری
سلام به روی ماهت عزیزدلم
سلام عزیزم . خدا بد نده . امیدوارم بهتر شده باشین . لطفا از حال خودتون بهمون خبر بدین . ما به یادداشت های زیباتون عادت کردیم .لطفا زود خوب شو

سلام دوست خوبم
چقدر به من لطف دارین
من با اینهمه انرژی و لطف شما پر از دلگرمی و حال خوبم
تیلو جان نمیای یه خبر از خودت بدی نگرانت شدم
ببخش که نگرانت کردم نازنینم
هر روز چندبار میام ونیستی
سلام خوب نشدی تیلوجان
یه کم استراحت کن بیا زود
سلام به روی ماهت
چشم
تیلو جان کجایی؟ حالت خوبه؟ چند وقته نیستی، نگران شدم.
متشکرم لاندای مهربونم
ببخشید که نگران شدی
تیلوی قشنگم برات حال خوب ارزو می کنم
ممنون عزیزدلم
منم برای همتون همین آرزو را دارم
سلام
خوبی دوست عزیز
امیدوارم همیشه تنت سالم لبت خندون دلت شاد باشه
کسالت و ناراحتی ازت دور باشه.
سلام به روی ماهت
متشکرم عزیزدلم
گندم عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه و تنت سالم

ممنونم صحرای نازنینم
تیلو جان خوبی؟ مدتیه نیستی
درگیر بیماری بودم ماهی جان
تیلوی عزیز چرا نیستی؟ من تازه کشفت کردم لطفا کمرنگ نشو
یه مدتی نبودم ولی تلاش میکنم کمرنگ نشم
سلام خانم تیلوی عزیز،
هر روز به امید شروع دوباره شما و رفع کسالت به این دفتر سر میزنم. دعا گویتان هستم. امید که خداوند خواهر و دختر پر انرژی نصف جهان ما را حفظ نموده و پر انرژی تر از گذشته باشید. بعد از این بیماری خداوند سورپرایزی عظیم برایتان خواهد داشت.ان شاء الله
سلام به روی ماهت
چقدر دوست خوب و مهربانی هستی شما
متشکرم از دعاهای خوب و آرزوهای قشنگتون
امیدوارم هر چه زودتر با سلامتی کامل برگردی .منظر نوشته های انرژی بخشت هستیم
ممنون عزیزدلم
سلام کجایی خوبی چی شده چرا نمیایی نگرانم خوبی خوندی خبری از خودت بده عزیزم می بوستم
سلام هدی نازنینم
ببخشید که نگرانتون کردم
سلام
تنت به ناز طبیبان(به جز یکی شون) نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده هیچ گزند مباد
ان شاالله هر چه سریع تر لباس عافیت بر تن کنید، الهی آمین
سلام به روی ماهت




اون به جز یکی را خیلی قشنگ گفتی

نگرانتیم یه خبر بده تیلو جان
ببخشید که نگرانتون کردم
دیگه واقعا نگرانت شدم
خوبی دختر؟
حداقل یک خط بنویس و ما رو از نگرانی دربیار
معذرت
نمیتونستم حتی به گوشی نگاه کنم
چه برسه که یه خط بنویسم... خیلی دوران سختی بود
ببخشید
سلام تیلو خانم خوبید.خلاصه میگم نمی دانستم چشمتان اینطور مشکل دارد شما خانم بسیار بسیار خوبی هستید که نوشته هایتان پر از انرژی هست کاری از دستم بر نمی اید جز دعا.دعا میکنم خدا به حق خودش و به حق مهربانی و دل پاک فوق العاده خودتان ان شاالله هر چه زودتر سلامتی کامل را به عزیزم برگرداند
سلام به روی ماهت
چی بهتر از دعا عزیزدلم
همین دعاهای خوب شما بهم کلی نیرو و انرژی میده
من به دلهای پاک و مهربون شماها ارادت خاص دارم ...
ممنونم
تیلو خیلی نگرانتم
یه خبز از خودت بده
ببخشید
تو شرایطی نبودم که بتونم خبر بدم
شرمنده
تیلو جانم خوبی؟!نگرانتیم
وای ببخشید که نگرانتون کردم
یه چیزی بگو دختر خوب
ببخشید که نگرانتون کردم
دخترک مهربون اوضاعت خوبه ؟ بهتری تیلو جان ؟
خیلیی مراقب خودت باش
ممنون از احوال پرسیت نازنینم
تنت بناز طبیبان نیازمند مباد


تیلوی عزیز منتظریم زود بیایی و پرانرژی بنویسی.
متشکرم لیلا جانم
سلام تیلوجان،خوبی?چند وقته نیستی،نگرانت شدم،انشاا... غیبتت برای شادی و دلخوشی باشه،بهمون از خودت خبر بده بانوی گلها
سلام خانم تیلوی عزیز
باز سر زدم نبودید. از وبلاگ دوستانتون تا حدی در جریان سلامتیتون قرار گرفته ام. خداوند ان شاءالله شفای کامل عنایت کند.
سلام به روی ماهت عزیزدلم
ممنونم از این پیگیری و محبتت