روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

دقیقه های بی جون ...

سلام

روز تابستونیتون پر از رنگهای قشنگ

پر از خنکای نوشیدنی های خوش طعم

و پر از دلخوشی های دلگرم کننده

رسیدیم به فصل قشنگی که یک بشقاب میوه روی میز کار هزارتا تابلوی نقاشی را انجام میده

رنگهای تند و زیبای شلیل و آلو و گیلاس و آلبالو

مزه های ترش و شیرین و ملس

و میوه های آبداری که دلبری را خوب بلدند

بچه ها هوای اطرافیانتون را توی این روزها داشته باشید

این تابلوهای خوشگل و خوشمزه با این قیمتهای نجومیشون این روزها برای خیلی ها غیرقابل دسترس هستند




امروز با کلی تاخیر اومدم پست بنویسم

بالاخره تیلوتیلو هم آدمه و گاهی دچار سردرد و چشم درد و بی حالی و بی حسی میشه


دیروز از صبح شهرداری شروع کرد به بریدن آسفالت کوچه ی ما

یه ماشین بزرگ و پرسروصدا شروع کرد از روی نقشه آسفالتها را بریدن ، وسطای کارشون یهو لوله ی آب هم بریده شد و آب عین چشمه از وسط کوچه زد بیرون

اونا که به کارشون ادامه دادن

اما اون آقایی که ناظر این پروژه بود زنگ زد به اداره آب

یکساعتی که گذشت دیگه داشتم حرص میخوردم از این وضعیت

آب داشت با شدت زیاد هدر میرفت و کل کوچه و خیابان را گرفته بود...

دیدن به جای حرص خوردن بهتره که پاشم و تی را توی آب زلال چشمه ی وسط کوچه بشورم و یه تمیزکاری حسابی انجام بدم

این شد که اول جارو زدم و جارو را در چشمه حسابی شستم

بعدش هم تی را آوردم و توی چشمه پرفشار شستم و تی کشیدم

یکبار ... دوبار... سه بار... چهار بار... دفعه ششم بود که دیگه دیدم نا و نفس برام نمونده

تی را شستم و بیخیال تی کشیدن شدم دیگه ولی همه جا داشت حسابی برق میزد

یک ظرف بزرگ بردم و آب برداشتم و سنگها و پله ی جلوی در را هم حسابی شستم

چندتایی چهارپایه پلاستیکی داریم اونا را هم بردم دم در و شستم ...

حالا خوبه دقیقا سرظهر بود و کوچه خلوت

هرچند حتما همسایه ها حسابی بهم خندیدن

در همین حین بالاخره شرکت آبفای عزیز از راه رسید و چشمه ی آب وسط کوچمون کور شد... حیف...

هم منظره ی خوبی داشت

هم صدای خوبی

هم برای شستشو خیلی خوب بود

خیلی خسته شده بودم اما حس خوب تمیزی وادارم کرد یه گردگیری حسابی هم انجام بدم

در نهایت عصر سردرد اومد سراغم و البته یه چشم درد شدید

رفتم خونه و شام خوردم و مجبور به خوردن مسکن شدم

من خیلی در برابر خوردن مسکن مقاومت میکنم ... فکر کنم اینم از اون دسته کارهای بی خود باشه ... ولی اعتقادات خودم را دارم و تا جایی که ممکن باشه قرص و دارو مصرف نمیکنم

اما سردرد دیشب فرق داشت

به یک ساعت هم نکشید که سردردم خوب شد

بیحال بودم ولی بدحال نبودم

صبح که بیدار شدم دیدم بازم خیلی بیحالم و این تیلوتیلوی هرروزی نیست

رفتم دوش گرفتم و توی حمام متوجه شدم چشمم خیلی خیلی درد میکنه در حدی که صورتم را نمیتونستم بشورم...

اومدم بیرون و مامان جان وبابا جان معتقد بودن که امروز را بمونم خونه ، اما اینطوری خونه موندن بیشتر کسل میکنه من را ... این شد که یه مسکن دیگه خوردم و اومدم دفتر... اما نشستم گوشه کاناپه و یه شیر و عسل گرم خوردم و چشمام را بستم ... و خیلی طول کشید تا یه کمی حس بهتری پیدا کنم

اصلا کامپیوتر را روشن نکرده بودم تا اینکه یه کمی بهتر شدم و تصمیم گرفتم پست امروز را بنویسم و باز برم استراحت

با این وضعیت بحران کرونا احتمال داره هفته بعدی را به طور کلی تعطیل کنم

کارهایی که دستم هست را مرتب و منظم میکنم و آماده میشم برای یه قرنطینه ی یک هفته ای

ماسک زدن و دستکش داشتن خونه ولی هیچی مثل رعایت فاصله ها ما را از این بیماری دور نمیکنه...



پ ن 1: نسخه سردردی که آقای دکتر پیچید را دوست نداشتم

دیشب به محض اینکه گفتم سرم درد میکنه و مسکن خوردم ، گفتند : گوشی حالت را بدتر میکنه ، امشب برو زودتر بخواب تا خوابت کامل بشه

دلم میخواست چیزهای دیگه ای بشنوم

اما نسخه ی نه چندان دلچسب ، بهترین نسخه ی ممکن بود

تا چشمام را بستم بیهوش شدم...


پ ن 2: ارقام و اعداد نجومی شدن یا مغز ما کوچیک شده؟؟؟؟


پ ن 3: یه آهنگ شاد برای عزیزدلتون بفرستید

لازم نیست عاشقانه باشه ... لازم نیست مخاطب خیلی زیاد خاص باشه

همین که لبخند میاد رو لب کسی که دوستش دارید و پر از انرژی و حال خوب میشه کافیه

حالا میتونه این عزیز خواهرتون باشه ، دوستتون باشه ، همکارتون باشه ، عشقتون و ...

مهربونی کردن آسان هست


پ ن 4: توی بطری کوچولوی آب معدنی شربت درست کردم و دادم به آقای رفتگر که داشت کوچه را جارو میکرد


نظرات 81 + ارسال نظر
میترا جمعه 20 تیر 1399 ساعت 12:32

عشق جان کجایی
بهتر شدی عزیزم
بیخبرمون نزار

وای عزیزدلمی ...

رز جمعه 20 تیر 1399 ساعت 16:29 http://Mysky.blog.ir

سلام. تیلو جان کجایی؟
سر درد و بی حالی اخرین پست و بعد غیبت طولانیت ادمو نگران میکنه.
ان شاالله که سلامت باشی دختر.

سلام به روی ماهت
متاسفانه روزهای سختی را گذروندم
ببخشید که نگران شدید

سارا شنبه 21 تیر 1399 ساعت 09:32 http://15azar59.blogsky.com

تیلو کجایی بیا دیگه یک هفته هم تموم شد که ...خیلی نگرانت هستم بهتر شدی؟ چشم دردت سردردت؟

سارای نازنینم ببخش که نگران شدی

مهتا شنبه 21 تیر 1399 ساعت 13:14

سلام تیلو جون حالت خوبه نگرانت هستم یه خبر از خودت بده

سلام دوست عزیزم
ببخشید که دلنگرانتون کردم

سمیه شنبه 21 تیر 1399 ساعت 14:36

نگرانتیم تیلو جان
انشاله که خوب باشی

شرمنده ام که دوستای خوبم را نگران کردم

مامان فرشته ها شنبه 21 تیر 1399 ساعت 21:02

باورم نمیشه ۱۱روزه ننوشتی خدایا من که در همه حال واسه سلامتی تیلو جونم دعا میکنم الهی تا فردا بیای بنویسی بهتر شدی

عزیزدلمی
چقدر مهربونی شما
برای همین که مامان فرشته ها شدی... الهی همیشه شاد و سلامت باشین و کنار عزیزانت به خوشبختی روزگار بگذرونید

هدی یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 07:18

سلام تیلویی خوبی نگرانتم خبری از خودت بده کجایی خوبی بهتری

سلام به روی ماهت عزیزدلم

رسانا یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 10:51

سلام عزیزم . خدا بد نده . امیدوارم بهتر شده باشین . لطفا از حال خودتون بهمون خبر بدین . ما به یادداشت های زیباتون عادت کردیم .لطفا زود خوب شو

سلام دوست خوبم
چقدر به من لطف دارین
من با اینهمه انرژی و لطف شما پر از دلگرمی و حال خوبم

خانمـــی یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 11:04 http://harfhaye-dele-khanomi.mihanblog.com/

تیلو جان نمیای یه خبر از خودت بدی نگرانت شدم

ببخش که نگرانت کردم نازنینم

فرشته یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 12:14 http://femo.blogfa.com

هر روز چندبار میام ونیستی

طیبه یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 13:12 http://almasezendegi.mihanblog.com/

سلام خوب نشدی تیلوجان
یه کم استراحت کن بیا زود

سلام به روی ماهت
چشم

لاندا یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 15:00

تیلو جان کجایی؟ حالت خوبه؟ چند وقته نیستی، نگران شدم.

متشکرم لاندای مهربونم
ببخشید که نگران شدی

x یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 21:40 http://malakiti.blogfa.com

تیلوی قشنگم برات حال خوب ارزو می کنم

ممنون عزیزدلم
منم برای همتون همین آرزو را دارم

لیلا.م دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 12:01

سلام
خوبی دوست عزیز
امیدوارم همیشه تنت سالم لبت خندون دلت شاد باشه
کسالت و ناراحتی ازت دور باشه.

سلام به روی ماهت
متشکرم عزیزدلم

صحرا دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 15:11 http://Sahra95.blogsky.com

گندم عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه و تنت سالم

ممنونم صحرای نازنینم

ماهی سیاه کوچولو دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 17:35 https://mahirize.blogsky.com/

تیلو جان خوبی؟ مدتیه نیستی

درگیر بیماری بودم ماهی جان

لیلا دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 18:04

تیلوی عزیز چرا نیستی؟ من تازه کشفت کردم لطفا کمرنگ نشو

یه مدتی نبودم ولی تلاش میکنم کمرنگ نشم

نیلو2 سه‌شنبه 24 تیر 1399 ساعت 07:32

سلام خانم تیلوی عزیز،
هر روز به امید شروع دوباره شما و رفع کسالت به این دفتر سر میزنم. دعا گویتان هستم. امید که خداوند خواهر و دختر پر انرژی نصف جهان ما را حفظ نموده و پر انرژی تر از گذشته باشید. بعد از این بیماری خداوند سورپرایزی عظیم برایتان خواهد داشت.ان شاء الله

سلام به روی ماهت
چقدر دوست خوب و مهربانی هستی شما
متشکرم از دعاهای خوب و آرزوهای قشنگتون

مامان یک فرشته سه‌شنبه 24 تیر 1399 ساعت 10:56

امیدوارم هر چه زودتر با سلامتی کامل برگردی .منظر نوشته های انرژی بخشت هستیم

ممنون عزیزدلم

هدی سه‌شنبه 24 تیر 1399 ساعت 11:50

سلام کجایی خوبی چی شده چرا نمیایی نگرانم خوبی خوندی خبری از خودت بده عزیزم می بوستم

سلام هدی نازنینم
ببخشید که نگرانتون کردم

ترمه سه‌شنبه 24 تیر 1399 ساعت 20:20

سلام
تنت به ناز طبیبان(به جز یکی شون) نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده هیچ گزند مباد

ان شاالله هر چه سریع تر لباس عافیت بر تن کنید، الهی آمین

سلام به روی ماهت
اون به جز یکی را خیلی قشنگ گفتی

پریناز پنج‌شنبه 26 تیر 1399 ساعت 01:40

نگرانتیم یه خبر بده تیلو جان

ببخشید که نگرانتون کردم

یک عدد مامان جمعه 27 تیر 1399 ساعت 08:20 http://Www.Kidcanser. Blogsky

دیگه واقعا نگرانت شدم
خوبی دختر؟
حداقل یک خط بنویس و ما رو از نگرانی دربیار

معذرت
نمیتونستم حتی به گوشی نگاه کنم
چه برسه که یه خط بنویسم... خیلی دوران سختی بود
ببخشید

مریم جمعه 27 تیر 1399 ساعت 09:27

سلام تیلو خانم خوبید.خلاصه میگم نمی دانستم چشمتان اینطور مشکل دارد شما خانم بسیار بسیار خوبی هستید که نوشته هایتان پر از انرژی هست کاری از دستم بر نمی اید جز دعا.دعا میکنم خدا به حق خودش و به حق مهربانی و دل پاک فوق العاده خودتان ان شاالله هر چه زودتر سلامتی کامل را به عزیزم برگرداند

سلام به روی ماهت
چی بهتر از دعا عزیزدلم
همین دعاهای خوب شما بهم کلی نیرو و انرژی میده
من به دلهای پاک و مهربون شماها ارادت خاص دارم ...
ممنونم

مادر خونه جمعه 27 تیر 1399 ساعت 22:14 http://n1393.blogsky.com

تیلو خیلی نگرانتم
یه خبز از خودت بده

ببخشید
تو شرایطی نبودم که بتونم خبر بدم
شرمنده

روشن شنبه 28 تیر 1399 ساعت 01:46

تیلو جانم خوبی؟!نگرانتیم

وای ببخشید که نگرانتون کردم

پریناز شنبه 28 تیر 1399 ساعت 09:56

یه چیزی بگو دختر خوب

ببخشید که نگرانتون کردم

پیشاگ شنبه 28 تیر 1399 ساعت 10:24

دخترک مهربون اوضاعت خوبه ؟ بهتری تیلو جان ؟
خیلیی مراقب خودت باش

ممنون از احوال پرسیت نازنینم

لیلا.م شنبه 28 تیر 1399 ساعت 11:37

تنت بناز طبیبان نیازمند مباد
تیلوی عزیز منتظریم زود بیایی و پرانرژی بنویسی.

متشکرم لیلا جانم

مریم شنبه 28 تیر 1399 ساعت 13:06

سلام تیلوجان،خوبی?چند وقته نیستی،نگرانت شدم،انشاا... غیبتت برای شادی و دلخوشی باشه،بهمون از خودت خبر بده بانوی گلها

نیلو 2 شنبه 28 تیر 1399 ساعت 13:52

سلام خانم تیلوی عزیز
باز سر زدم نبودید. از وبلاگ دوستانتون تا حدی در جریان سلامتیتون قرار گرفته ام. خداوند ان شاءالله شفای کامل عنایت کند.

سلام به روی ماهت عزیزدلم
ممنونم از این پیگیری و محبتت

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد