روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

روزانه های یک تریکو تیلو مانیا

میخواهم باز از خودم بنویسیم

عیدتان مبارک

سلام

روزگارتون خوش


آقا میخوام بگم یه دونه شنبه هم برای هفته زیاد بودا... این هفته عملا دوتا شنبه سخت داشت...

ما که کل دیروز را به جریان عقد دخترخاله جان گذروندیم

این دختر خاله من کمی زندگی پیچیده ای داشته... و سختی و بالا و پایین تو زندگیش کم نبوده

خیلی سال هم بود که قصد ازدواج داشت و جور نشده بود

اگه خاطرتون باشه توی جریانات فوت مادربزرگ از آقای خواستگار رونمایی کردند و در یک حرکت انتحاری، عصر شنبه خبر قطعی عقد در روز یکشنبه را دادند

یه سری دلخوریها و اختلافات این وسط وجود داشت

ولی آدم نباید به هرکسی که بدی کرد بدی کنه...

صبح روز عید بیدارشدم و دوش گرفتم و با خواهر و مغزبادوم رفتیم سمت خونه خاله

کمک کردیم و جابجایی های لازم را انجام دادیم و میوه ها را چیدیم و نان و پنیر سرسفره عقد را آماده کردیم

تا برسیم خونه ساعت 2 بود

جای شما خالی خورش به مامان پز را خوردیم و برای ساعت 5 محضر بودیم

بعد از خونده شدن عقد هم رفتیم سمت خونه خاله

بساط شادی و بعد هم شام

تا برسیم خونه ساعت 12 شب بود و وقت خواب

عملا هیچی از روز تعطیل نفهمیدم



پ ن 1: شنبه شب دچار دل درد خیلی شدیدی شدم ... در حدی که فکر کردم آپاندیس دارم

آقای دکتر از شب تا صبح هزاردفعه جویای احوالم شدن...

صبح خونه خاله گویا گوشیم خط نداده بود و گفته بود خاموش است و آقای دکتر را به شدت نگران کرده بود

زنگ زده بودن به للی و بهش گفته بودن زنگ بزنه به مامان یا بابام و سراغ بگیره

خلاصه که حسابی دلواپسشون کردم


پ ن 2: دوباره زردی فندوق جان رفته بالا...

خواهرم تو مراسمای دیروز اصلا شرکت نکرد


پ ن 3: خاله بهم یه بلوز و دستبند و انگشتر مسی هدیه دادن


پ ن 4: دلتنگی

نظرات 13 + ارسال نظر
سولی دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 09:59

ان شالاه همیشه به خوشی عزیزم.

همچنین برای شما دوست خوبم

رسیدن دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 10:49

سلام عزیزم. انشاءالله که خوشبخت بشن .
عید تو هم مبارک باشه

انشاله
همه ی ایامت مبارک دختر گل

رسیدن دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 10:51

خدا رو شکر که مشکل خاصی نبوده . الان چطوری

فعلا که انگار خوبم
هنوز درد دارم اما به شدت اون شب نیست

فندوقی دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 11:25 http://0riginal.blogfa.com

به به همیشه به شادی. انشالله به زودی قسمت خودت شه.
دل دردتو پیگیری کن عزیزم.
فندوق الهی زودتر خوب شه. به ما گفتن به جوجتون شیر و شیرخشک زیاد بدید که ببخش دفعش بالا باشه و زردی زود از بدنش خارج شه.
کادوهات مبارک عزیز دل.
خوروشت به آب دهنم راه افتاد

انشاله قسمت شما ... دعوت کنیا....
خیلی بد میرم و پیگیر بیماری میشم... انشاله که چیزی نیست
والا ما هرکاری هر کی گفت کردیم... ولی هنوز که فایده نداشته
متشکرم
عالی بود خورشت... برای امروزم هم آوردم

بهار شیراز دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 11:58

همیشه شعبون یه بار هم رمضون...
نمی دونم چرا اینقدر خبیث شدم

نگرانی از سر عشق می چسبه

بهار خبیث هم دوست داشتنیه
والا به خدا

با اینکه به شدت عصبانی بودن ولی به منم چسبید
تا شب هم هنوز داشتن غر میزدن

گلی دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 15:26

منم خواهرم وقتی به دنیا اومد زردی داشت.هیچ جوره خوب نشد تا پشت گوشش حجامت کردیم.زردی تموم شد.

یکی دیگه از دوستان هم این راه حل حجامت را بهم گفته
ولی انگار یه جوریه... حالا با خواهر در میان میگذارم

حبیب دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 15:44 http://zendegij8.blogfa.com

وبت خوبه
به منم سربزن

رهآ دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 16:34 http://rahayei.blogsky.com

همیشه به جشن و شادی :)

چرا هی زردی نی نی میره بالا؟ :( من تو این دو سال که پیگیر زردی بچه های اطرافم بودم، پیش نیومده زردی شون بعد خوب شدن بالا بره.
شیر خواهرت میخوره؟
خواهرت باید غذاهای ملین بخوره. و خنک.

ما هم دفعه اول هست همچین موردی میبینیم
بله خوب شیر میخوره
شیر هم داره
غذاهای خنک هم میخوره

فرشته دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 16:38

همیشه به شادی وعروسی وشام
الان بهترین؟
فندق منم تا۴۰ روز زردی داشت بعدا فهمیدیم شیرم کمه وقتی شیر خشک خورد خوب شدالبته بچه ها مشکلات خاص خودشونو دارن فقط یادم افتاد نوشتم

ممنونم که نوشتی عزیزدلم
انشاله بلا از همه ی بچه ها دور باشه

نل دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 17:04

پیوند عیدتان مبارک

بهتری؟چی شده بود که درد گرفتی؟
استراحت میکردی امروز

قربونت برم
تولد عید شما هم مبارک
نمیدونم والا
کارم زیاد نیست ... آدم بیاد سرکار زودتر خوب میشه

غ ز ل دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 23:46

مبارکه
تا باشه از این خستگیای شاد


انشاله برای همه همینطوری باشه

زهره سه‌شنبه 6 آذر 1397 ساعت 08:32 http://hamdely.blog.ir

تیلو جان مبارکتون باشه و همیشه به شادی
دختر منم وقتی یک بار رفت توی دستگاه ۱۰ روز بعدش زردیش رفت بالا و رسید به ۱۵
دکتر خودش می گفت اشکال نداره و از ۶ روز اول اگه بگذره اشکالی ایجاد نمی کن اما به توصیه دکتر خیاطان (چون اصفهانی هستین اسم دکتر را گفتم)مجدد ۴۸ ساعت گذاشتیم توی دستگاه . خوب شد اما برای همیشه بدن دخترم برنزه شد (الان صورتش سفید و بدنش برنزه)
این وسط خیلی ها خیلی سفارشات کردن همه را عمل می کردم آخرش دستگاه و این که توی افتاب می خوابوندیمش جواب داد
و بچه هایی مشابه اینها دکتر گفت از این به بعد دیگه نگران نباش تا ۷۰ روز زردی دارن و واقعا هم همین طور بود
ببخشید طولانی شد

ممنونم از اینکه تجربه ت را در اختیارم گذاشتی عزیزدلم
این بچه دوتا 48 ساعت تا حالا تو دستگاه بوده
و الان هم باز دکترش 48 ساعت دیگه توصیه کرده
امیدوارم همه ی بچه ها سلامت باشن
بهر حال همیشه نزدیکان نگران هستند...
بازم تشکر میکنم

انتخاب هایم مرا به اینجا رساند سه‌شنبه 6 آذر 1397 ساعت 23:55

عزیزم صبح با لپ تاپ وبت رو باز کردم
ولی الان وقت شد بخونم

همیشه به عروسی خانم

حتما درد و پیگیری کن
خدای نکرده آپاندیس باشه دیز تشخیص داده میشه
حتما سونو بده از کل شکم
من فکر می کردم تخمدان باشه آپاندیس بود
انشالله که هیچی نیست

آخ آخ منم فکر میکنم تخمدان هست... فعلا که ساکت شده و منم بیخیالش شدم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد