ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون زیبا
پاییز قشنگتون دلپذیر
روزگارتون پر از انرژی های خوب...
پنجشنبه ساعت یازده و نیم رفتم به سمت شیرینی فروشی خیلی نزدیک و یه کیک قلبی قرمز خریدم
بعد هم از مغازه کناری که وسایل تولد میفروخت سه تا بادکنک بزرگ قرمز ... یکی قرمز خالدار سفید.. یکی قرمز خالدار مشکی.. یکی هم قرمز با نوشته تولدت مبارک
بعدش هم رفتم سمت گلفروشی و یه دسته گل به نظر خودم خوشگل خریدم
عکس گل را براتون گذاشتم توی اینستا گرام
یک ربع به یک مانده بود که رسیدم خونه
از صبح به مامان جان گفته بودم من بریون میخرم و میام که غذا نپزن
خواهرجان و پسته و فندوق هم رفته بودن خونمون خیلی عادی
رفتم و گفتم تصمیم گرفتم به جای بریون بریم بیرون غذا بخوریم
فسقلیا استقبال کردن و شلوغ کردن و مادرجان هم در برابر کار انجام شده قبول کردند
لباس پوشیدیم و تندتند به خاله جان پیامک دادم که شماها هم راه بیفتید
به اونیکی خواهر هم زنگ زدم که راه بیفته
رستوران را هم از قبل رزرو کردم و چند بار زنگ زده بودم .. البته هرچی اصرار گرفتم پول رزرو بگیرید گفتند لازم نیست و فضای بزرگی داریم و همیشه فضا هست
رسیدم جلوی رستوران و از دور دیدم که خواهر زودتر رسیده و رستوران تعطیل بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی از حرص و استرس یه لحظه به نقطه انفجار رسیدم
حالا هرچی هم زنگ میزنم به آدمین و مسئول رزرو جواب نمیدن!!!!!!!!!!!
ماشین را جلوتر گذاشتم جوری که مادرجان بقیه رانبینن
خودم پیاده شدم و در همین لحظه پیامک آدمهای بی مسئولیت این رستوران و باغ بزرگ با یه دنیا تبلیغات رسید به دستم:
متاسفانه امروز استثنائا تعطیل هستیم ...
همین ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یعنی کارد میزدی خونم در نمیومد
ولی من همیشه در کارهای سوپرایزی یه پلن B هم قائل میشم
به خواهر گفتم فلان رستوران ... فلان جا
اونا حرکت کردند... به خاله ها هم که با اسنپ نزدیکمون بودن پیام زدم
و بعد حرکت کردیم به سمت محل دوم
من یه کمی آروم تر رفتم و بقیه زودتر از من رسیدند
بعد هم ما رسیدیم و مادرجان به محض پیاده شدن از ماشین با یه عالمه چهره آشنا مواجه شدند
سورپرایز...
کیک و گل را از صندوق عقب در آوردیم و مادرجان واقعا باورشون نمیشد
دیگه کلی عکس و فیلم گرفتند همه
دوتا مجموعه غذایی کنار هم بود... با سالن های بزرگ
پرسیدم فست فود یا غذای سنتی... همه فست فود را انتخاب کردند
این شد که یه ناهار عالی دور هم خوردیم
بعد هم همه مهمونا اومدند خونمون
تا جمعه آخر شب هم ماندند!!!!!!!!!!
کیک بریدیم
گفتیم خندیدیم
جای پدر را خالی کردیم اشک ریختیم
تولد گرفتیم
شلوغ کردیم
زدیم رقصیدیم
و در نهایت تولد مادرجان برگزار شد....
پ ن 1: عکس کوله م را دیدید؟
قیمتشون نسبت به جاهای دیگه خیلی منصفانه بود
پ ن 2: صبح باشگاه بودم
وقتی اومدم بیرون از شدت عرقی که کرده بودم و هوای بیرون خورد بهم یهو لرزیدم
دیگه باید برم سراغ لباسای گرمتر
پ ن 3: بازم آقای همسایه بهم انگور داده
پ ن 4: اطلسی یه جایی مشغول به کار شده ...
البته اول تحت عنوان کارآموز
بعد از گذشت یک ماه هم با یک قرارداد یک ماهه
ولی خیلی براش خوشحالم ...
اولین تجربه ش هست
اسمایی که میذاری خیلی جالبه
تولدشون مبارک باشه
اسم کدومشون را دوست داشتی؟
حدس میزنم اطلسی
سایه مادر مستدام
عزیزم
خدا عزیزات را نگه داره
تولدشون مبارک سایشون مستدام
ممنون نازنینم
آفرین دختر
سلام
چه خوب که تولد به لطف بعضی ها به هم نخورد. البته ممکنه براشون یه کار واقعا اضطراری پیش اومده باشه.
اما درنهایت همین که بهتون خوش گذشته خیلی خوبه.
سلام جناب دکتر
مگه تو یه باغ تالار بزرگ و چند طبقه فقط یه نفر کار میکنه که براش کار پیش بیاد
ضمن اینکه شب استوری گذاشته بودند و در حال کار بودند
این نشان از بی مسئولیتی مدیریت و آدمین این مجموعه است
مدیری که نتونه در این حد مشتری مداری را به پرسنلش یاد بده ....
از کی ما ایرانی ها این طوری شدیم ؟ در مواجهه با دیگران پرتوقع و حق به جانب و در مسوولیت خودمون لاابالی و ضعیف؟
من هم مدتیه برای بیشتر کارهام دو سه تا پلان میچینم
تو جشن ازدواج و شام پسرم به یه جا دورچین و دسر خونگی سفارش داده بودم
دو روز قبلش زنگ زدم چک کنم
گفت فعلا رفتم مسافرت !!!
فکرشو بکن جلوی 400 تا مهمون قرار بود سنگ رو یخ بشم
الحمدلله که تولد مادرتون به خوبی برگزار شد خدا حفظشون کنه و عمر سعادتمند و طولانی و با عزت داشته باشند
وای... چقدر این بی مسئولیتی منو ناراحت کرد
و بعدتر که بهشون پیام دادم و ابراز ناراحتی کردم و گفتم که چقدر روزم خراب شد به خاطر رفتارشون ... حتی به خودشون زحمت ندادن یه پیام عذرخواهی بفرستند...
من واقعا برام همچین آدمهایی قابل درک نیستند
بعد میگن کار نیست...
والا آدم ترجیح میده هرکاری را خودش بکنه تا کمتر حرص بخوره
دقیقا درک میکنم چی میگی
امیدوارم کنار عزیزانتون شاد باشید
سلام دختر عموجان
خوبی؟
خدا قوت
تولدت مامان جی مبارکشون و مبارکتون باشه
سایه شون برقرار
خوشحالم که بهتون خوش گذشته
دیشب من و یه دوست اسفندی و دیوونه مثل خودم زیر بارون قدم زدیم و شعر و آواز خوندیم و دیوونه بازی در آوردیم
جات خالی
سلام پسرعموجان
متشکرم
شما خوبین؟
امیدوارم کنار عزیزات همیشه شاد باشی
همیشه خوش باشین
یک لحظه استرسی شدم





خداروشکرختم به خیرشد
تولدمامان جون مبارک
تنشون سلامت
سایشون مستدام بر سر عزیزانش
منم همیشه مسئول هماهنگی و سوپرایز خانوادم
پس دقیقا متوجه شدی از چی حرف زدم ...
کنار عزیزات همیشه شاد باشی
تولد مادرجان مبارک.سایه شون مستدام
خدا عزیزاتون را براتون حفظ کنه
تیلو جانم

چه خوب که پروژه با موفقیت انجام شد
کیف می کنم از مدیریتت در لحظه
همیشه به شادی دور هم باشید
خوب شد اون پلن B را داشتیم
امیدوارم شما هم همیشه کنار عزیزانتون شاد و سلامت باشید
تولد مامان مبارک


دست تیلو بانو هم درد نکنه خب خدا رو شکر تولد سورپرایزی با اون همه بدو بدو با به انجام رسید
اما قیمت کوله رو ندیدم
بله ... تولد بالاخره برگزار شد
قیمتشون را من چک کردم نسبت به بقیه پیچ ها به نظرم مناسب تر بود
کوله 690
اگه برین داخل پیچشون خیلی مدل کیف دارن
خدا از هم کمتون نکنه تیلو جانم
الهی آمین
سلام عزیزم. تولد مادر عزیزتون مبارک. انشالا 120 سال عمر باعزت داشته باشند و سایه شون مستدام باشه
سلام به روی ماهت
متشکرم فرنوش جانم
سلام. تولدشون مبارک
لطفا اگه امکان داره آدرس پیج اینستاتون را بفرمایید.
سلام عزیزدلم
چشم بازم میگم
ممنونم که بهم سر میزنی
@tilotilomaniya1402
سایه مادرجان مستدام عزیزم
من هیچ پستی ازت روازدست نمیدم حتی اگرباتاخیربیام
وای چقدر ذوق زده ام میکنی اینطوری



مممنونم
تواد مادر مبارک

سایشون مستدام

فدای محبتتون


مبااااااررررررکههههههه