ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روز تابستونیتون گرم از محبت
مهربونی هاتون زیاد
با روزهای گرم تابستونی چه میکنید
هندونه های سرخ و شیرین را دریابید
دیروز همچنان خواهر و دوتا فسقلیاش خونمون بودن
قبل از رفتن به خونه ، خانواده ی همسرِ داداش زنگ زدند و گفتند ، شب میان به سری بهمون بزنن
هرسال عید غدیر میومدند و امسال نتونسته بودند و میخواستند یک روز بعد از عید، قضای دیدار روز عید را به جا بیارن
خلاصه اول رفتم سراغ میوه فروشی و یه مقداری میوه خریدم
بعدش هم رفتم سرمزار پدرجان
در نهایت رسیدم خونه
ناهار نخورده بودند و منتظر من مونده بودند
سفره را پهن کردیم و بعدش ناخواسته زیر باد خنک اسپلیت بیهوش شدم
عصری که بیدار شدم خواهرجان داشت مهیای رفتن میشد
اونا رفتند و من و مادرجان سریع افتادیم به جان خانه
جارو و گردگیری
شیشه ها را حسابی برق انداختیم
من آسانسور و فضای جلوی در را دوباره تمیز کردم
در نهایت به گلها آب دادم و منتظر رسیدن مهمانها شدیم
خواهر و همسرش و مغزبادوم هم بهمون ملحق شدند
مهمانها اومدند و دو ساعتی دور هم بودیم و رفتند
و اینگونه یه روز دیگه به پایان رسید
پ ن 1: باید یه برنامه فشرده برای مرداد بنویسم
فشرده و منسجم
از وقتی که پدرم رفته مرتب و منظم کار نکردم
ولی الان دیگه وقتشه
پ ن 2: میخواستم یه برنامه صبحانه برای مغزبادوم و دوتا دختر عموها که همسن مغزبادوم هستند بزارم
اما عموجان کرونا گرفته و فعلا همه چی منتفیه
پ ن 3: هوس مسافرت کردم
آخ تیلو جاااانم گفتی مسافرت
منم عجیب دلم هوای سفر کرده ولی یه سفر متفاوت و تنهایی
با سلام
برنامه مسافرت را جور کن و با مادر بزن به دل جاده شیراز الان عالیه برا مسافرت ، حافظیه با درختان سرو کهنسالش و فال حافظ و خوردن فالوده شیرازی قدم زدن کنار سعدی و بعد از ان عقده دل را در بارگاه شاه چراغ گشودن و بعد از ان سر زدن به دشت ارژن و خریدن کشک و لواشک و ترشک و ... و یا خرید از بازار وکیل و بعدش هم زیارت تخت جمشید می چسبه
نمیدونم شاید هم خاطره خوبی از شیراز ندارید و دوست نداشته باشید باز هم شیراز را ببینید
حتما برین سفر
سفر فقط با حضرت یار
دوتایی اروم فقط تماشا و تماشا و حرف دل
امیدوارم قبل از شروع جدی کارات و برنامه هات یه اب و هوایی عوض کنی
فعلا که انگار خبری نیست با این شرایط کرونایی
الان که دارم برات کامنت مینویسم از شدت خواب آلودگی متوجه معنی لغوی نصف کلمات نمیشم و به شدت به خوابیدن با ترکیب بهشتی پتو وکولر احتیاج دارم.
حالتون چطوره تیلوی عزیز؟
ممنون از احوالپرسیتون
بله خدا را شکر حالا بهتریم
سفر تابستانه واقعا دلچسبه....ان شاالله زود یه سفر خوب با مادرجان و شاید خواهرجان و فندق در کنارتون داشته باشین...
فعلا که انگار با این شرایط کرونایی از سفر خبری نیست