ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون زیبا
امروز صبح که میومدم از همیشه شلوغتر بود
انگار یه تب و تاب و التهاب آخر فصلی همه را گرفته و به تب و تاب افتادند
شاید همه دارن جوجه هاشون را میشمارن
خب گویا ماجرای دستگاه تمام نشده
دیروز باز ارور داد و باز یه مشکل تازه نمایان شد
و باز زنگ زدم به جناب تعمیرکار...
انگار قرار نیست توی این وضعیت اقتصادی این دستگاه با من کنار بیاد...
ما هم همه چیز را میسپاریم به پروردگار و صبر میکنیم ببینیم چی میشه
باز امروز قرار هست آقای تعمیرکار تشریف بیارن
یه قسمت از پارکینگ سقف شیشه ای داره و نورگیر هست
همون قسمت یه عالمه گلدون گذاشتم و بهشون هم خوب رسیدگی میکنم و خوشگل هم شدند
از وقتی اومدیم این خونه دوتا گلدون خیلی غول پیکر آلوئه ورا داشتیم که به سختی و با کمک کارگرها از اون خونه آوردمش و گذاشتم گوشه پارکینگ
اتفاقا جاشون خوبه و حسابی بزرگ شدند و هربار یکی میگه آلوئه ورا ... من یکی دوتا پاجوش از توی همین گلدونها در میارم و بهش میدم
صبح که میومدم چشمم افتاد به یه باریکه ی نور که انگار خودش را کش داده بود تا برسه به آلوئه وراها ...
منظره ی خوشگلی بود
دیشب برای آقای دکتر یه مشکل کاری پیش اومده بود
یه کمی بی حوصله بودند
یه کوچولو حرف زدیم
و بعد قرار شد زودی بریم برای خواب...
یکی دو ساعت بعد دیدم هنوز دارم توی رختخواب تلاش میکنم برای خواب و خوابم نمیبره... به خودم گفتم وقتی من برای مشکل ایشون اینطوری بیخوابم ، خودشون حتما بیدارن...
یه پیام کوچولو دادم و دیدم سریع زنگ زدند...
کلا هیچ اشاره ای به موضوع نکردیم و یه خرده چرت و پرت گفتیم و نصفه شبی هی ریز ریز خندیدیم...
نیم ساعت بعد داشتیم بیهوش میشدیم که خداحافظی کردیم...
هوای آدمهای نزدیکتون را داشته باشید... توجه خاص میخوان
پ ن 1: یه نفر ازم خواسته براش کتاب شعرش را تایپ کنم
600 تا غزل...
نمیدونم چی میشه ولی این از اون کارهاست که کلی به آدم خوش میگذره
پ ن 2: تایپ کردن فرمولهای ریاضی را دوست دارم
پ ن 3: صبح کله سحر آقای دکتر برام یه آهنگ عاشقانه فرستاده
نوشته دلم میخواد بیخیال همه کارها و کرونا و ... بشم و الان راه بیفتم و بیام پیشت...
پ ن 4: یهو دلم پرید...
سلام تیلو جانم
خداقوت.
آدم های اطرافت خوشبختن که کنارشون هستی
پ ن 3. الهی زود زود
سلام نازنینم

و من خوشبختم که دوستی مثل تو دارم
ممنون
بگو بیا بیا



یک بار در دوران عاشقی من و همسرم، که قرار گذاشته بودیم مدتی همدیگرو نبینیم،یه روز طبع شاعری من گل کرد و تو وبلاگ مشترکمون یه شعری نوشتم که بیاکه فلان و بیسار
یه ساعت بعد زنگ زد که بیا بیرون. من پشت درم
گفتم عه! من گفتم بیا، شما چرا اوندی؟
ای جان




میدونی اینا از مزایای این هست که دو نفر توی مسافتهای نزدیک عاشق بشن...
جوجه ها رو خوب اومدی
تایپ فرمول خیلی سخته تیله وای چه حوصله ای
من کلا تایپ برام سخته . البته بدم نمیاد اما ترجیح میدم به انتخاب خودم باشه که تایپ کنم یا نکنم
ای جان ....
خب من قسمتی از کار و شغلم همین هست ... مسلما برای من سخت نیست
دلتون پرید یا رنگتون ؟ هنوز آرایشگاه ها تعطیل هستن آنجا؟!(لبخند موذیانه)
چرا باید رنگم بپره؟





اینهمه تیلوتیلو خوندی تا حالا دیدی از آرایشگاه چیزی بگه؟؟؟؟؟
من در این مورد به خودکفایی رسیدم
یااا خدا ۶۰۰تا غزل تایپ کنید
من بودم بعد از اتمام تایپ هر غزل زیرش اسم خودمو مینوشتم
سرودن یه چیزه ثبت کردن یه چیز دیگه
والا شوخی که نیست
سارا بینظیری
آقای دکتر گفته دلش میخواد بیاد ..یه وقت نه نگی .. اتفاقن تو هم خودتو منتظر نشون بده .. فداکاری و رعایت کردن حال طرف مقابل زیادیش خوب و حتمن نشانه عشق نیست عزیزم. درسته ایران بزرگه ولی از خلخال تا چابهار که دورتر نداریم .. من فکر میکنم دو روز سختی دادن به تن و رانندگی هر چندم سختش، می ارزه به یک سال و خورده ای انتظار . از نظر من هجران بیشتر از این هیچ توجیهی نداره نه کرونا نه کار نه .. مگه اینکه ردپای سردی یا چیزی شبیه این پیدا شده باشه
عزیزدلم کسایی که سالهاست قصه ی این عشق را میدونن خبر دارن که این قرارها دقیقا ماهانه بود سر زمان منظم ... اما الان شرایط خاص هست ... من عشق را جور دیگه ای معنی میکنم که توی اون معنی اولویتهام یه کمی متفاوته... دیدار در برابر سلامتی اولویت نیست برام...
سلام دوست گلم
سلام به روی ماهت نازنینم
اااااااا تیلو من فک میکردم ازدواج کردی!!!! چه پرش دل خوبی... :)
چقدر خوبه که میتونی به گل ها برسی....من اینجا دلم یه عالمه گل و گیاه میخواد...ولی همون گلی که دخترعموم هم بهم داده بود رو نتونستم بیارم با خودم....
مه سوی عزیزم دیشب دوتا پست آخر را با هم خوندم و هرکاری کردم با گوشی نتونستم کامنت بنویسم
بزار وسایلت کامل بشه و به بهار برسیم ... از بهار شروع کن به نگهداری گلهای زیبا و سازگار با محیط...
سلام تیلوجانم
ایشالا مشکل آقای دکتر و مشکل دستگاه شما زود و راحت برطرف بشه
از تایپ شعر اونهم غزل لذت ببری رو درک می کنم ولی به نظرم تایپ فرمول ریاضی سخت باشه، راستش تابه حال پیش نیومده برام ولی بابای نیکان برای ارشدش ، خودش خیلی فرمول تایپ کرد و یادگرفت و گفت خیلی سخت نیست،حوصله ام نکشید پیشش بشینم و یاد بگیرم
خیلی تنبل شدم گمونم
موفق باشی دخترهنرمند
سلام طیبه نازنینم
خوبی عزیزم
متشکرم از دعای خوبت
نیاز نداشتی وگرنه مطمئنم با پشتکار یاد میگیرفتی
تورو خدا همو ببینید تا فرصتش هست
تا عشقی هست
تا دلی هست
خواااهش میکنم
شاید این ارزوی هزاران عاشقی باشه سرنوشت برای همیشه جداشون کرده که همو ببینن
بیخیال کرونابیخیال کار و مشکلات
برس به حااال دل
میترای عزیزم
عاشقی معنی خیلی گسترده و وسیعی داره
عزیزم من نمیتونم سلامتی کسی که دوستش دارم را به خاطر دیدار به خطر بندازم
البته هم سلامتی خودش و هم اطرافیانش را ...
آخ چه بد شد که این دستگاهه خراب شده. کاشکی درست بشه و ناچار نشین جدیدش رو بخرین.
قدر آقای دکتر رو بدون. این که مهمترین آدم زندگی کسی باشی و کسی باشه که هروقت بخوای بهش زنگ بزنی و بدونی با میل بهت گوش میده عالیه.
دستگاهمون دستگاه کهنه و مستهلکی نیست ولی نمیدونم چرا داره اذیت میکنه
منم امیدوارم مجبور به تعویض نشیم
ممنون ترانه ی عزیزم که همراه و همدل هستی
سلام دختر عموی جان
چرا بعضی وقتا این دستگاه ها شرایط ما رو درک نمیکنن
عاشقانه هاتون همچنان برقرار
سلام پسرعموجان
مهم نیست شرایط و دستگاهها چی را درک کنن و چی را درک نکنن
مهم اینه که خدایی هست که همیشه ما را درک میکنه
و دوستایی که هوامون را دارن