ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون پر از نفس بهار
امروز چنان اردیبهشتیه که من کلا مست مستم
البته حال خوش قرار عاشقانه هنوز زیر پوستم هست
قراری که یک گوشه ایش ، در گوشم گفت: « من به روش خودم ، تو را برای خودت دوست دارم....»
مهربونیهای مردونه ش ، دل منو میبره
وقتی میره دلم کنده میشه...
اون دم غروب پنجشنبه که عزم رفتن میکنه...
اون وقتی که دم رفتن اخمای مردونه ش میره تو هم
اون دم رفتنی که دیگه حرف نمیزنه...
نمیخنده...
سر به سرم نمیزاره...
فقط اخم میکنه و شکایت نمیکنه و پشت سرهم شکر میکنه...
کادوش را باز نکرد... گفت میخواد تو تنهایی بازش کنه
همون لحظه ی اول کارت پستالش را برداشت و متنش را خوند و لبخند زد
من بهتون گفته بودم ... در اولین دیدار عاشق لبخندش شدم؟
جمعه صبح که بیدار شدم ، تلخ شده بودم از دلتنگی
اما دلتنگی حق نداشت حال بعد از قرارعاشقانه ی منو خراب کنه
این شد که بلند شدم و بساط پختن کیک را راه انداختم
بوی کیک که پیچید تو خونه انگار حال دلم بهتر شد
بعدم رفتیم باغچه
مادرجان باقالی خریده بودن و .... جای دشمنتون خالی تا عصر دستمون بند باقالی ها بود
گلها تمام باز شده بودن
هوا هم بینظیر و بهشتی
صدای آب و گنجشک و دیدن بچه گربه هایی که مامانشون این طرف اون طرف میبردشون...
امروز صبح هم بعد از رسوندن مغزبادوم به باشگاهش... رفتم پیاده روی
زیر درختهای سبز راه رفتم و هوای بهار را به ریه هام کشیدم و یک بار دیگه تمام لحظه های پنجشنبه را مرور کردم...
روزگارتون اردیبهشتی
پ ن 1: من و آقای دکتر هم عین تمام آدمهای دیگه قهر و دعوا میکنیم... پنجشنبه هم سر یک موضوع کوچولو چند دقیقه ای...
اخم کردم و سکوت... و ایشون برعکس همیشه که عادت به توضیح نداره... توضیح داد و قضیه ختم به خیر شد
پ ن 2: مامان مغز بادوم پیشنهاد گردشهای خواهرانه ی بهاری داده... ببینیم چی میشه
پ ن 3: اون یکی خواهر را یک هفته بود ندیده بود... در عرض یک هفته یهو شکل مامان یک نی نی شده بود
پ ن 4: دلم پر میکشه که نزدیکم بود و امروز میرفتم از یه جایی یواشکی نگاش میکردم
سلام عزیزم. چه وصف قشنگی داری از همه چیزای اطرافت. واقعا لذت بردم .
تولد آقای دکتر مبارک باشه. چند روز نیومدم و از پست ها عقب موندم . مبارک و پاینده باشه همه خوشی هاتون و دورهمی هاتون .
نی نی که به دنیا بیاد بازم خاله شدن برات تمدید و شیرین میشه .
سلام به روی ماهت
خوبی عزیزدلم
عزیز دل خاله باشگاه میره؟؟
الان از خودم خجالت کشیدم تیلو
واقعا که!!!
هر چند با چالش چند دقیقه در روز نرمش گردن و یک ربع پیاده روی به زندگیم اضافه شده
ولی باشگاه انگار آدمش نیستم
خوب بگو از کجا و چطور باید فشار وارد کنم
یکم تلاش کنی مثل قبل میشی
من خودمم باشگاه نمیرم

اونم مهدکودکش یه روز در هفته به زور میبرتش باشگاه
سلام تیلو خوبی ؟
به به سوپرایز کن کی بودی تو 

آخی قرار عاشقانه داشتید
اردی بهشت دوس
سلام به روی ماهت
والا من نگرانتم
من مرد اردیبهشتی دوست....
برگرد ؛
دست نوازشى بکش بر درخت هاى شکوفه نزده دلم..
برگرد و بگذار ادریبهشتم ؛
“ اردیبعشق “ شود ..
میسا_دورقى
نه باید بره و برسه به زندگیش
زندگی ای که ادامه داره و منم جزئی از اونم
دست نوازشش ... مهربونیش.. هرجا که باشه بر سر درختهای دلم هست
و تمام اردیبهشتهام باهاش بهشت شده
تیلو نگاهتو به دنیا دوست دارم خیلی لطیف....
دوست خوبم چطوری؟
لطف داری به من ...
والله قرارهای عاشقانه ات و خوندنشون منو هم مست میکنه





همیشه به دلبری و عشق
اخ از این شراب که هرچی کهنه تر میشه منو مست تر میکنه
برای همه ی دوستام لحظه های عاشقانه ی بی پایان آرزومندم