ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون خوش
قرار عاشقانه مون ، عاشقانه بود
اما کلا کائنات دست از کوفت کردن زندگی به کام من برنداشتن هنوز
تا رسیدم خونه دیدم خواهر خیلی دمغ و بدحاله
یکی دو ساعت گذشت و بعد خواهر من بعد از 70 روز دوری از خونه و زندگیش زد به سیم آخر
گریه میکرد و جیغ میزد
خلاصه که خیلی منو ترسوند
تحملش تمام شده بود
البته گویا صداهاش به گوش خدا رسید
قضاوتش بماند برای روزگار....
روز جمعه خانواده همسر خواهر زنگ زدن و در یک جلسه خانوادگی فعلا آشتی کردن و رفتن سرزندگیشون
خدا خودش همه کارها را درست کنه
پ ن 1: آقای دکتر هوس خورشت ماست کرده بودن... :)
کاش خواهر حالشون زودتر خوب شه و زندگیشون رو به راه باشه همیشه .
من موندم چطور جلوی خودتو گرفتی دو تا فیلیپینی نزدی !! بعد تازه شاکی شدن که چرا یاداوری نکردی ؟!
میگفتی من نباید روز تولدمو به کسی یاداوری کنم بگم لطفا کادو بدید
اقای دکتر هوس کادو دادن نکردن ؟!
عزیزدلم.

ایشالا عاشقانه هات مستمر و مستدام بشه.
ایشالا خدا همه مشکلات زوجها را به لطف و نظرش به خوبی و خوشی ختم کنه.
خیلی برای خواهرت خوشحال شدم.
ممنون ناهید جانکم
من هنوزم همچنان نگرانم
چون به نظرم این مدل آشتی کردن خیلی دوام نداره
سلام
امیدوارم دیگه دعواشون نشه و زندگی شون شیرین بشه. سخته آدم رنج عزیزاشو ببینه.
سلام دل آرام جان
اره خیلی سخته
اولین جمله ای که بعد از رفتن خواهر گفتم :
الحمد لالله رب العالمین
فدات بشم مهربون
چرا که نبودی امروز
رفرش های فراروان کردیم و نبودی 
از اینکه روزهای تعطیل مجازی رو میذاری کنار خیلی خوشم میاد
عزیزمی


من کلا روزهای تعطیل نیستم
روزهای تعطیل کلا تعطیلم
خدا رو شکر که رفت سر خونه زندگیش انشاءالله جوری درست بشه که دیگه هیچ وقت قهر نیاد .
بگو تو که ترجمه داری اینجا چه کار میکنی . خب اینم یه جایزه کوچولو بود که استراحتی هم بکنم . الان زود میرم .
,وای من باید به خودم ببالم اگه به عنوان جایزه اومدی اینجا
مرسی از دعای خوبت
امیدوازم زودی بیای بگی ترجمه تمام شد و چه پول خوبی گرفتم