ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
روزتون لبریز از خوشی های بی پایان
میدونم از خبرهایی که شنیدید زیادم حال خوبی ندارین...
اما من یه بار دیگه هم گفتم... اینجا وبلاگ روزانه های منه... نه سیاسی ... نه اجتماعی...
اول باید بگم که قراره عاشقانه عالی بود
این بار خداوند چیزهایی بهم یادآوری کرد که فراموش نکنم ... این خدا... خدای همه س ... هوای همه ی بنده ها را داره... گاهی باید صبوری کنیم تا حکمت اتفاقات را بفهمیم
قراره عاشقانه عالی بود
اولش یه کمی قضیه پیچیده شده ... اما به لطف پروردگار همه چی به خوبی و خوشی پیش رفت
بسته ی پر از مداد رنگیم را با دفترم بردم ولی آقای دکتر فقط یک نگاه سرسری کردن و فرمودن: حتی در اروپاها هم جنس چینی!!!
نه چیزی برام نوشتن... نه نقاشی کشیدیم
غذا خوردیم... حرف زدیم ... اما این دفعه بیشتر از اینکه حرف بزنیم در سکوت نشستیم و بهم نگاه کردیم... بعدش هم یه گوشه دنج لم دادیم و ریزریز حرف زدیم و آجیل خوردیم
هنوز از هم جدا نشده بودیم که دلم براش تنگ شد... اگه زنگ میزدم میگفتم دلم تنگ شده دوباره بیا، غرغر میکرد و نمیومد و میگفت لوس بازی در نیار... منم زنگ زدم و یه بهونه ی خوب آوردم و گفتم فلان چیز را جا گذاشتی و برش گردوندم و دوباره نگاش کردم و دوباره چشام برق زد و بعد گذاشتم که بره...
پ ن 1: دیروز هم جمعه خوبی بود...
پ ن 2 : دلم بهانه داره
پ ن 3 : از اینهمه ازدحام خالی در اطرافم به وحشت افتادم ... کسی درکم میکنه؟
پ ن 4 : بعد از این یا قصه نمینویسم یا فقط به صورت رمزی مینویسم
کاش انسانی هیچ کس را نداشت تا اگه تنها می ماند غصه نمی خورد که کسی را داره و درکش نمی کنه کاش وقتی تنهایی آزارمان میده ، کسی باشه که بگه بیا کمی از تنهایی هات را سهم من کن ، کاش کسی باشه وقتی از تنهایی می سوزم اگه ابی بر ۀآتش درونمان نمیریزه با فوت کردن اونو شعله ورتر نکنه .
کاش ....
این شعر زیبا را خیلی دوست دارم اونو تقدیم می کنم به دوست خوبم
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
برای هر لبی شعری سرودن
ولی لبهای خود همواره بستن
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولی با هر سخن قلبی شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولی در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولی در دل امید به خانه بستن
به من هر دم نوای دل زند بانگ
چه خوش باشد از این غمخانه رستن
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولی با هر سخن قلبی شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولی در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولی در دل امید به خانه بستن
به من هر دم نوای دل زند بانگ
چه خوش باشد از این غمخانه رستن
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
چه دردی است در میان جمع بودن
ولی درگوشه ای تنها نشست
حرفای اولتون را قبول ندارم
ادم به خاطر یه حس گذرا نباید تمام احساساتش را زیر سوال ببره
ولی من کسی را نداشته باشم راحت ترم تا اینکه کسی باشه و با من بیگانه ....
حرفتون کاملا صحیحه
بین خودمان بماند. ما هم دلمان یک قرار عاشقانه میخواهد اما هی جلوی دلمان را میگیریم.
اخیش
عزیزم
کسی که حداقل وقتی میگم سوختم با من هم دردی کنه و حداقل یک آخ بگه ...
بی تفاوت بودن برام سخته .....
خب هرکسی اخلاق خاص خودش را داره
من ترجیح میدم طرح مقابلم از کلمات درک درستی داشته باشه
سلام تیلو جان
لطفا این کار رو نکن...خیلی ناراحت شدم،مدتهاست خاموش میخونم چون با گوشی ونتم هم نت همراه اول هست وکامنتگذاشتن خیلی سخته،میدونم چون خاموشم حق اظهارنظر ندارم ولی لطفا خواهشاعاجزانه ازت میخوام رمزی نکنی وقصه رو ادامه بدی
لطفا نکن این کاررو عاجزانه ازت میخوام،دلم گرفت ازاین پیشنهادت
سلام سمیرا جان
باشه عزیزم
به نظر من حق اظهار نظر داری... و این اظهار نظر باعث میشه که من خیالم راحت تر بشه... احساسم بهتر بشه... اشکال نداره که نمیتونی نظر بزاری... چرا عاجزانه؟ شما عزیزای دلم هستین.. چشم
واقعا گاهی باید صبوری کنیم تا حکمت اتفاقات را بفهمیم
همینکه بهتون خوش گذشته همین عالیه
از بقیه ی اتفاقات میشه فاکتور گرفت
همیشه بشادی تیلو خانوم
متشکرم
بهانه ی قشنگت خیلی بامزه بود
ای ول چه حال خوووووووبببی. همیشه پایدار.
متشکرم
چقده این قرارها خوبن
عالی هستن