ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از همتون ممنونم که اینقدر هوامو دارین
از توجهتون ممنونم
کولر درست شد...
پدر جان اومدن و شماره ی سرویس کار کولر را که چند کوچه اونطرف تر بود از همسایه کناری درخواست کردن
پدر جان من فنی شون حرف نداره
اما دفتر ما راه پله نداره
و فکر کنید از چه راههایی میشه به پشت بام راه یافت
همسایه جان فرمودن برا یه تسمه (که کاملا تشخیص شخص من بود که نیاز به تسمه هست) نیاز به سرویس کار نیست
یک کارآموز خیلی شلوغ دارن این همسایه بغلی (دفتر فنی مهندسی هست)
که از بس سرو صدا میکرد چند روز بود منو که کلافه کرده بود
بهش گفتن پسر جان از این تیربرق برو بالا روی پشت بام
رفت و در کولر را باز کرد و مشخص شد که تسمه شل شده
تسمه را در آورد
پدرجان تسمه خریدن
اینبار دیگه پسر کارآموز در دسترس نبود
همسایه اونطرف تری گفت من از پشت بام خودمون خودم را میرسونم به کولر
و اینگونه بود که :
همه یاری کردن... تا کولر دفتر من راه افتاد
پ ن 1 : بالاخره همسایه باید به یه دردی بخوره دیگه
پ ن 2 : به همه همسایه های یاریگر از انجیرهای باغچه داده شد...
اصلا هم رشوه و زیر میزی نبود... چون بعد از عملیات داده شد
پ ن 3 : همه کار میکنم جز انجام کارهام
آخ جون انجیر.
نوش جونشون.
وای
حواسم نبود زن حامله اینجا داریم
دیگه از خوردنی حرف نمیزنم
دلت خواست؟
کاش نزدیکم بودی
خب با این وجود من اگر بخوام خودم برای خودم همچین کاری دست و پا کنم، باید تقریبا حدود شیش هفت سال مثل ..... کار کنم و نپوشم و نخورم تا پولش جمع بشه! خخخخخ.
البته خب شریکی هم میشه کار کرد.
فعلا من تمرکزم رو بزارم روی درس ببینم چی میشه.
ممنون
شما فعلا رو درس تمرکز کن
بعدشم خب بهرحال یه سرمایه اولیه برای هر کاری لازمه
و البته این روزها دغدغه ی فضای فیزیکی هم غیرقابل چشم پوشیه
خداروشکر
الآن خنکی؟
الان دقیقا یخ و بیمزه ام
تیلو یخمکی هوووم
من یخمک دوس داشت
من همه ی خوردنی ها را دوست داشت...
نه بابا اونطوریا هم که شما میفرمایید نیست
ماشالا به این همسایه ها خدا زیادشون بکنه
حالا ببین اگه ما از گرما تبخیر هم میشدیم یکی بدادمون میرسید
امتحان کنید ببینید همسایه هاتون چطوری هستن
سلام
خدا رو شکر درست شد بی کولر نمیشه
واقعا نمیشه
اگرچه مرداد هست و یکم دیر به فکر افتادین اما هنوز هم گرمای تیر ردپاش هست، چه خوب که بقیه تابستون رو می تونید بهتر بگذرونید.
ببخشید
چی شد؟
دیر به چه فکری افتادم؟
پست را دقیق نخوندید؟
صبح کولر خراب شد و یکی دو ساعته هم سر و سامون گرفت
من از اول تابستون دارم روزها را قدردانی میکنم
سلام علیکم
خوبی دوست جان؟
خوب خداروشکر کولرتونم که درست شد
تحمل این هوای گرم بدون کولر واقعا سخته
جالبه من متولد مردادم ولی گرمای زیاد به شدت عصبانی و کلافه ام میکنه
راستی تولد وبت کی میشه ؟چند ساله میشه,اونوخت؟
سلام به دوست خیلی خیلی خوبم
24 مردادماه یکساله میشه....
مرسی که اومدی جات خالی بود و دلم برات تنگ شده بود
وای متولد مرداد هستی... چقدر خوب
پدر من هم متولد مرداد هستند...
البته این گرما همه را کلافه میکنه... نگران نباش
اگه اشتباه نکنم
سلامی به شیرینی دلتون میشه خواهش کنم به سایت ما هم سر بزنید واقعا دمتون گرررررم مرسیییییییی از لطفتون
96516
سر زدم جالب نبود برام
ببخشید
سلام
خوبی؟
یه چیزی بگم؟ از وقتی این چالش رو شروع کردی دلم می خواست بگم که اسم وبلاگت یه چیزی کم داره، یه "سابق" بهش اضافه کن. خیلی امیدوارانه تر میشه :))
از پسش برمیایی، مطمئنم .
می دونم هیچ ربطی به پستت نداشت
سلام می سا جون
دوست خوبم
سارا جان دوست عزیزی که جرقه های این چالش را در ذهنم روشن کرد ازم خواسته زمانی که اون زمان تعیین شده را رد کردم اسم وبلاگم را عوض کنم و برم فاز دوم چالش
پس تا اون موقع اسمم همینه... فقط باید زمان بگذره و قوی و صبور باشم
تو این گرما که آدم ذوب میشه...خدا رو شکر کولرتون درست شد! من که مدام غر میزنم که هوا گرمه گرمه
اون قسمتش که کارآموز مهندسی رو فرستادین بره بالا خیلی خنده دار بود :)))
اره خدا را شکر که درست شد
بالاخره کارآموزیه دیگه ... تازه از تیر برق رفت بالا ... فکرش را بکن