ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
از صبح زود اومدم سرکار
عین همه روزهای دیگه
هی میگم خدایا منو در این موقعیت قرار نده.........
گاهی باید حواسمان به عادتهایی که میکنیم باشد
ممکن است چیزهای بد با تکرار آرام آرام عادت شوند و به نظرمان خیلی هم بد نیایند.....
ساعت یک ربع به دوازده ... یهو هوس خرید در مغزم جان گرفت
هوا عالی
پاشدم و گفتم بزار از ساعت ناهار برای خرید استفاده کنم
زدم بیرون
و الان من یک عدد خانومی هستم که مانتو خرید
نه مانتو برای خودش
مانتو برای عیدش
بعدا به کفش و کیف و شال و ... فکر خواهم کرد
ساعت دو برگشتم دفتر
ناهار را گذاشتم گرم بشه
با خواهر حرف زدم
بوی سوخته غذا یادم آورد که غذا روی گازه..............
ناهار سوخته را خوردم
و الان از کار خودم خوشنودم
پ ن 1: تازگی خرید منو خوشحال نمیکنه
پ ن 2 : آقای دکتر تولد دعوت بودن و رفتن که ساعتهای زیادی را در کنار فامیلهایی که از هم دور هستند به تولد بازی بگذرونن....
پ ن 3 : بیمه هزینه ی دندانپزشکی خواهرجان را نداده و ایشون بسی بسیار ...........
پ ن 4 : سی و پنح هزارتومان وجه رایج مملکت را دادم شارژر خریدم و بعد فهمیدم تمام شارژرهام سالم هستند
پ ن 5: روزهای آخر سالم را باید تبدیل به قند و عسل کنم
مبارکه خانم
ممنونم
راحت شدم
حالا شاید بعدا یکی دیگه دم دستی هم بخرم
ولی الان راحت شدم
مبارک باشه ان شالله به سلامتی
بنظر من سخترین خرید مانتو عه بقیه راحت ست میشن
آخرش هم به دلم نچسبید
ولی خریدم که فعلا راحت بشم
پ.ن.۵ رو عشقه
خوده شما را عشقه که اینهمه با محبتی
چه بار سنگینی از رو دوشت برداشته شد
,واقعا که
مگه میشد که نخرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟